معنی
غاز در وهلهٔ اول به یک پرندهٔ معروف با جثهٔ بزرگ و منقار پهن پهلو داده میشود که هشیاری بالایی دارد. در معنای دوم، این کلمه (که گاهی به صورت قاز نوشته میشد) کمترین واحد پول پشیز در ایران باستان بوده که امروزه کنایه از مال بیارزش است.
یعنی چه
عبارت غاز در فرهنگ زبانی فارسی علاوه بر معنای حقیقی پرنده، در ادبیات عامیانه و ضربالمثلها برای توصیف ارزش کم مالی یا بلاهت و سادهلوحی نیز به کار میرود.
مترادف
برای واژهٔ غاز در معنای پرنده و معنای پول، کلمات همتراز و جایگزینی در متون کهن و گویشها وجود دارد.
متضاد
در زبانشناسی برای نام پرندگان، جانوران و اشیاء مشخص، متضاد معنایی مستقیم تعریف نمیشود.
هم خانواده
این کلمه در زبان فارسی مشتقات ساختاری و ریشهای ندارد، اما ترکیبهای کنایی و واژههای مرکب متعددی از آن ساخته شده است.
ریشه
برخی فرهنگهای کهن مانند برهان قاطع ریشه آن را فارسی میدانند که بعدها معرب شده یا به ترکی رفته است؛ اما زبانشناسی مدرن پیوند قوی آن با واژه ترکی kaz را مطرح میکند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً سه حرف دارد و گاهی با املای قاز نیز مد نظر طراحان قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادلهای بینالمللی دقیق برای این پرنده در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی مشخص شده است.
جمعبندی و توضیح کامل غاز
واژهٔ غاز در فرهنگ و زبان فارسی دو وجههٔ کاملاً متمایز دارد؛ از یک سو نماد پرندهای آبزی، هشیار و مهاجر است که در ادبیات عامه به وفاداری جفتی شناخته میشود و از سوی دیگر، یادآور کمترین واحد پول در ایران قدیم است که امروزه به شکل کنایه در واژههایی مانند چندرغاز تجلی دارد.
این کلمه در متن قرآن کریم به طور مستقیم ذکر نشده و ریشهٔ دقیق آن نیز محل بحث زبانشناسان است، چرا که عدهای آن را فارسی اصیل و عدهای دیگر وامواژهای از زبانهای ترکی میدانند. با این حال، حضور پررنگ آن در ضربالمثلهای معروفی همچون «مرغ همسایه غاز است»، جایگاه ویژهای به آن در فرهنگ اصطلاحات ایرانی بخشیده است.