معنی
واژهٔ «غی» در لغت به معنای گمراهی، ضلالت، از دست دادن مقصد و انحراف از مسیر رشد و حقیقت است. در متون دینی و تفسیری، این کلمه گاهی به معنای تباهی، هلاکت، نتیجهٔ گمراهی (عذاب) و یا نام وادی و رودی مشخص در دوزخ نیز به کار رفته است.
یعنی چه
اصطلاحاً وقتی کسی دچار «غی» میشود، یعنی از روی اعتقاد فاسد یا جهالت، مسیر درست و عقلانی را رها کرده و در بیراهه سرگردان شده است. این واژه دقیقاً نقطهٔ مقابلِ هدایت یافتگی و رسیدن به مقصد واقعی است.
مترادف
کلمات فوق همگی در مفهوم دوری از حقیقت و بیراهه رفتن با واژه غی مشترک هستند.
متضاد
واژههای رشد و هدایت به معنای یافتن مسیر درست و حرکت در راه راست، دقیقترین کلمات متضاد برای غی هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشهٔ عربی «غَوَى / غَیّ» مشتق شدهاند و مفاهیمی چون گمراه کردن یا گمراه شدن را میرسانند.
ریشه
این واژه مصدری عربی از ریشهٔ سه حرفی معتلاللام (غ-و-ی) است که معنای اصلی آن انحراف از رشد، سقوط در خطا و دوری از مقصد صحیح است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «گمراهی» یا «ضلالت»، کلمهٔ دو حرفی «غی» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم غی در زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از واژگان حوزه انحراف و گمراهی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل غی
واژهٔ «غی» یک مفهوم انتزاعی، اخلاقی و دینی است که در اصل از زبان عربی وارد زبان فارسی شده است. هستهٔ اصلی و بنیادین معنای این واژه، انحرافِ آگاهانه یا ناآگاهانه از مسیر حق، عقلانیت و رشد است. در فرهنگها و لغتنامههای معتبر مانند دهخدا و معین، غی معادلِ بیراهه رفتن و جهل ناشی از اعتقادات نادرست معرفی شده است.
این واژه در ادبیات قرآنی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در سوره بقره به طور ملموس در تقابل با «رُشد» قرار گرفته تا مرز میان هدایت و بیراهه مشخص شود. همچنین در برخی تفاسیر و روایات، به دلیل عاقبتِ سهمگینِ انحراف، واژهٔ غی به عنوان نمادی از تجسمِ عذاب یا نامِ وادی و رودی سوزان در دوزخ برای گمراهان یاد شده است.