معنی
واژهٔ «فت» در زبان فارسی دو کاربرد مجزا دارد؛ در زبان عامیانه و محاورهای به معنی زیاد، بسیار و فراوان است که معمولاً به صورت ترکیبِ «فت و فراوان» به کار میرود. در متون کهن و ریشهٔ عربی نیز به معنای ریزه ریزه کردن، خرد کردن، سست کردن، پراکندگی و یا شکاف در سنگ سخت آمده است.
یعنی چه
عبارت «فت» وقتی در گفتگوهای روزمره استفاده میشود، نشاندهنده کثرت، فراوانی و موجود بودن یک چیز به حد وفور است. اما در معنای اصیل لغوی و کتابی، یعنی خرد کردن چیزی به تکههای بسیار کوچک یا متفرق شدن و گسستگی.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
در اصطلاح عامیانهٔ «فت و فراوان»، ریشهٔ دقیق کلمه معلوم نیست و اصطلاحاً یک لفظِ اِتباعی (همپایه و پیرو کلمه فراوان) محسوب میشود. اما در کاربرد لغوی و ادبی، ریشهای عربی دارد که از فعل (فَتَّ، یَفُتُّ) به معنی شکستن و ریز کردن گرفته شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، اگر در راهنما عباراتی مثل «بسیار و فراوان»، «ریزه ریزه کردن» یا «نام فنی در کشتی سرپا (فت پا)» آمده باشد و پاسخ دو حرفی خواسته شود، واژهٔ مد نظر «فت» است.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل فت
واژهٔ «فت» کلمهای کوتاه اما چندوجهی و جالب در زبان فارسی است. این کلمه در مکالمات روزمره مردم نقش یک اصطلاح تأکیدی برای بیان کثرت و وفور را بازی میکند؛ به طوری که ترکیب «فت و فراوان» برای همه فارسیزبانان آشناست و به معنای موجود بودن یک کالا یا نعمت به مقدار بسیار زیاد است.
از سوی دیگر، این واژه در متون کهن، لغتنامههای معتبر مانند دهخدا و معین، و همچنین ریشهشناسی علمی، پیوند عمیقی با زبان عربی دارد. در این لایه از معنا، «فت» به مفهوم خرد کردن، ریزریزه کردن و متفرق ساختن اجسام به کار میرود که حتی همخانوادههای قرآنی آن مانند «فُتات» (به معنی استخوانهای پوسیده و خرد شده) نیز گواه این ریشه ساختاری است.
در نهایت، شناخت این کلمه به حلکنندگان جدول و علاقهمندان به ادبیات عامیانه کمک میکند تا ظرافتهای معنایی یک واژه دوحرفی را در بافتهای کاربردی مختلف (از اصطلاحات ورزشی مثل فت پا در کشتی گرفته تا کنایههای تفرقه و فراوانی) به درستی درک کنند.