یعنی چه
واژه افتضاض یک مصدر عربی از باب افتعال است که در متون فقهی و لغتنامههای کهن به معنای ازاله بکارت (دوشیزگی ربودن) به کار میرود. در مفهوم عامتر لغوی نیز به معنای پاره کردن، شکافتن، جدا کردن و از هم گسستن چیزی است. همچنین در کاربردهای خاص فقهی به معنای سرآمدن عده زن یا نوشیدن آب باران تازه نیز آمده است.
تلفظ
این واژه بر وزن افتعال تلفظ میشود: همزه مکسور، فاء ساکن، تاء مکسور، ضاد ساکن و ضاد پایانی (اِفْـتِـضاض).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد و معمولاً به عنوان معادل دوشیزگی ربودن یا افتراع پرسیده میشود.
به انگلیسی
در اصطلاحات پزشکی و حقوقی انگلیسی، معادل دقیق علمی و فقهی آن واژه Defloration است.
به عربی
در زبان عربی معاصر و متون حقوقی از عبارات فوق برای بیان این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل دوشیزگیربایی، ازاله بکارت و در متون کهنتر واژههایی مانند افتراع یا ثقب هستند.
نماد چیست
این کلمه بار معنایی استعاری یا ادبی رایجی ندارد و بیشتر به عنوان یک اصطلاح حقوقی، فقهی و لغوی به کار میرود که نماد تغییر وضعیت وضعی یا گشایش مادی یک پیوند است.
جمعبندی و توضیح کامل افتضاض
واژه «افتضاض» (با حرف ضاد) یک اصطلاح کاملاً کلاسیک، فقهی و حقوقی با ریشه عربی (ف-ض-ض) است که در زبان فارسی کاربرد روزمره ندارد و صرفاً در متون تخصصی یا لغتنامههای کهن دیده میشود. معنای اصلی و شاخص آن دوشیزگی ربودن یا ازاله بکارت است، هرچند در ریشهشناسی لغوی به معنای عام شکستن، پاره کردن و جدا کردن نیز است.
نکته بسیار مهم در بررسی این واژه، عدم اشتباه گرفتن آن با کلمه عامیانه و بسیار رایج «افتضاح» (با حرف ح) به معنی رسوایی، خرابی و بد بودن است. این دو کلمه از نظر ریشه، معنا و املای نگارشی هیچگونه ارتباطی با یکدیگر ندارند.
در لغتنامهها برای این واژه همخانوادههایی نظیر مَفتَض، فِضاض و فَض ذکر شده و با اینکه در متن قرآن کریم عینا به کار نرفته، اما در تفاسیر و کتب فقهی ذیل مباحث نکاح، زوجیت و دیات به طور گسترده بررسی شده است.