یعنی چه
«بدار» دارای دو هویت متمایز است؛ در ریشه عربی مصدر است به معنی شتاب کردن و پیشی گرفتن در کار، و در زبان فارسی فعل امر از مصدر «داشتن» به معنی نگهدار و حفظ کن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان معادل چهار حرفی برای مفاهیمی چون شتاب، تعجیل یا فعل امرِ نگه دار به کار میرود.
به انگلیسی
برای مفهوم عربی آن (شتاب) از واژههای Haste و Initiative و برای مفهوم فارسی آن (امر به داشتن) از کلمات Hold و Keep استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و با کلماتی چون المبادرة و التعجیل هممعنی است. برای معنای امر فارسی نیز واژه إمسک معادل مناسبی است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای جنبه مصدری عربی آن از واژه Acele و برای جنبه فعل امر فارسی از واژه Tut استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی، برگردان این واژه بسته به ساختار متن تعیین میشود؛ در متون کهن به صورت اسم مصدر به معنای عجله و مبادرت، و در ساختار دستوری به صورت فعل امر (بـ + دار) به معنی حفظ کن و تصاحب کن کاربرد دارد.
در قرآن
این کلمه دقیقاً به صورت مصدری یکبار در آیه ۶ سوره مبارکه نساء آمده است: «وَلَا تَأْکُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ یَکْبَرُوا» که در وصف نهی از خوردن مال یتیمان از روی اسراف و شتاب پیش از بزرگ شدن آنها است.
جمعبندی و توضیح کامل بدار
واژه «بدار» یک کلمه با دو هویت و ریشه کاملاً متمایز است که در متون فارسی به کار میرود. در وجه اول، این کلمه وامواژهای از ریشه عربی (ب-د-ر) است که به عنوان اسم مصدر به معنی شتاب، عجله و پیشدستی در کارها شناخته میشود و حتی در قرآن کریم نیز به همین معنی به کار رفته است.
در وجه دوم، این کلمه یک ساختار کاملاً فارسی دارد که از ترکیب پیشوند امری «بـ» و بن مضارع «دار» (از مصدر داشتن) ساخته شده و به معنای نگهدار، حفظ کن یا در اختیار داشته باش است. شناخت دقیق موقعیت کلمه در جمله، کلید فهم معنای درست آن است.