معنی
لمس در اصل به معنای برخورد، دست مالیدن و درک کردن اجسام از طریق قوهٔ بساوایی (پوست) است. علاوه بر این، در زبان عامیانه و کاربرد پزشکی به حالت سستی، خوابرفتگی و بیحسی اندامها نیز «لمس شدن» میگویند.
یعنی چه
این واژه به عملِ به کار گیری حس لامسه اشاره دارد. وقتی میگوییم چیزی را لمس کردیم، یعنی بدون واسطه با آن برخورد فیزیکی داشتهایم تا ماهیت مادی آن را درک کنیم. در معنای کنایی نیز به درک عمیق و شهودی یک حقیقت گفته میشود.
مترادف
واژههایی مانند تماس و مس دقیقترین معادلهای فعلی هستند. در ادبیات کهن از سودن و بساویش استفاده میشد. در بافت پزشکی نیز مترادف با بیحسی است.
متضاد
در معنای فیزیکی، هرگونه دوری و جدایی که مانع برخورد شود متضاد آن است. در معنای پزشکی، اندامی که حس دارد و فعال است، متضاد اندام لمسشده (بیحس) قرار میگیرد.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی (ل م س) مشتق شدهاند و به مفاهیمی چون حس کردن، قابل درک بودن، یا اصرار در درخواست (التماس) اشاره دارند.
ریشه
واژه لمس ریشه در زبان عربی کلاسیک دارد که به معنای دست مالیدن به چیزی برای شناختن و طلب کردن آن است. این کلمه به همین صورت با حفظ معنای اصلی و یافتن کاربردهای جدید به زبان فارسی وارد شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر نشانهای مثل «دست زدن (۳ حرفی)» یا «حس پوست» داده شود، پاسخ اصلی «لمس» است. واژههای جایگزین با تعداد حروف متفاوت نیز بسته به طراح جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای کاربرد عمومی و فیزیکی کلمه از Touch استفاده میشود، اما اگر منظور کرخت شدن و خوابرفتگی دست و پا باشد، واژه Numb یا Paralyzed دقیقتر است.
جمعبندی و توضیح کامل لمس
واژه «لمس» یک کلمه کلیدی و پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. معنای نخستین و اصلی آن به حس بساوایی و برقرار کردن ارتباط مستقیم فیزیکی میان پوست بدن و اشیاء پیرامون مربوط میشود. این واژه در ادبیات فارسی و اصطلاحات روزمره، کاربردهای استعاری زیبایی نیز یافته است؛ به طوری که «لمس کردن یک مفهوم» به معنای درک عمیق، واقعی و بدون واسطهٔ آن حقیقت تلقی میشود.
از سوی دیگر، این واژه در فرهنگ عامیانه و اصطلاحات پزشکی بالینی در ایران، یک چرخش معنایی جالب داشته و به عنوان صفت برای اندامهایی که دچار خوابرفتگی، کرختی، سستی یا فلج موقت شدهاند به کار میرود (مانند: پام لمس شده). همچنین این کلمه در متون دینی و قرآنی کاربردهای فقهی و تفسیری مهمی دارد که گاه کنایه از روابط زناشویی یا تفحص و طلب کردن است.
در مجموع، لمس دلالت بر نزدیکترین و بیواسطهترین نوع آگاهی دارد؛ چرا که برخلاف بینایی و شنوایی که حواسی از راه دور هستند، لمس نیازمند پیوند مادی و صمیمانه با جهان خارج است تا واقعیت مادی اجسام نظیر گرما، زبری و نرمی آشکار گردد.