یعنی چه
«دعوا کننده» از ترکیب واژه عامیانه و حقوقی «دعوا» به همراه پسوند فاعلی «ـکننده» ساخته شده است. این عبارت در کاربرد اجتماعی به فرد پرخاشگر، اهل بحث و ستیزهجو اشاره دارد که تمایل به درگیری لفظی یا فیزیکی با دیگران دارد. در کاربرد حقوقی و فقهی نیز به کسی اطلاق میشود که برای دادخواهی، اقامه دعوی یا ادعای حقی به مراجع قانونی مراجعه کرده است.
تلفظ
تلفظ این واژه از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول «دَعوا» با سکون عین و فتح دال در اصل عربی، اما در گویش فارسی با فتح دال و سکون ع و تلفظ روان واو صورت میگیرد. بخش دوم «کننده» با ضمه کاف و فتح نون اول خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف و نوع سوال (عامیانه یا حقوقی)، پاسخهای متعددی مانند ستیزهجو، پرخاشگر، خواهان، شاکی یا متخاصم متداول است. خود عبارت «دعوا کننده» دقیقاً دارای ۹ حرف است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادل انگلیسی تغییر میکند. در روابط اجتماعی از واژههایی مانند wrangler یا quarrelsome استفاده میشود، در حالی که در متون رسمی و دادگاهی، واژه دقیق آن litigant یا plaintiff است.
به عربی
در زبان عربی برای بعد اجتماعی و درگیریهای روزمره از واژه «مشاجر» و برای ابعاد حقوقی، فقهی و نزاعهای بزرگتر از کلمات «مدعی» و «متخاصم» استفاده میشود.
در قرآن
ترکیب فارسی «دعوا کننده» در قرآن مجید وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی «دعا» به معنای خواندن و دعوت مکرراً استفاده شده است. از نظر مفهومی، واژگانی نظیر «خصیم» یا «مُتَخاصِمون» به معنی کسانی که به ستیزه و دشمنی برمیخیزند، بارها ذکر شده است؛ مانند آیه ۱۹ سوره حج: «هَٰذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ» که به دو گروه دعوا کننده و ستیزهجو درباره پروردگارشان اشاره دارد.
نماد چیست
این عبارت یک صفت یا عنوان رفتاری و حقوقی است و در اساطیر، ادبیات یا فرهنگ عامه دارای نماد گرافیکی یا سمبلیک خاصی نیست. با این حال، در روانشناسی و جامعهشناسی به عنوان نماد و مظهر بار منفی پرخاشگری، تنش، عدم سازشپذیری و تضادهای اجتماعی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دعوا کننده
واژه «دعوا کننده» یک ترکیب آمیخته از ریشه عربی «دعوا» (به معنی ادعا، فراخوانی و نزاع) و پسوند فاعلی فارسی «کننده» است. این کلمه دو ساحت معنایی کاملاً متمایز دارد؛ در زبان عامیانه و تداول روزمره، به فردی ستیزهجو، پرخاشگر و مرافعهگر اشاره میکند که با دیگران وارد تنشهای کلامی یا فیزیکی میشود و آرامش محیط را برهم میزند.
در ساحت دوم که بعد فقهی و حقوقی آن است، این اصطلاح بار معنایی کاملاً متفاوتی به خود میگیرد و معادل کلماتی چون «خواهان»، «مدعی» یا «شاکی» واقع میشود. در این حالت، دعوا کننده فردی است که برای احقاق حق خود یا رسیدگی به یک اختلاف مالی، ملکی یا کیفری به مراجع قضایی و دادگاه مراجعه کرده است و لزوماً رفتار پرخاشگرانهای از خود بروز نمیدهد.
اگرچه خود این ترکیبِ فارسی در متون کهن یا قرآن کریم به این صورت یافت نمیشود، اما مفاهیم همارز آن در زبان عربی و فرهنگ اسلامی با واژگانی نظیر «خصم» و «متخاصمین» (ستیزهجویان) تبیین شدهاند. در فرهنگ لغات و جدولها نیز، این کلمه با توجه به بافتار متن با متضادهایی چون صلحجو و آشتیطلب، و مترادفهایی مانند مجادلهگر و متخاصم تعریف میشود.