معنی
واژه «وز» کاربردهای متنوعی دارد: ۱. در شعر کلاسیک مخفف ترکیب «و از» است. ۲. بن مضارع فعل وزیدن (جریان باد) میباشد. ۳. اسم صوت تقلیدی برای صدای پشه و مگس (کوتاهشده وزوز) است. ۴. در اصطلاح عامیانه به موهای پفکرده و بدون حالت گفته میشود. همچنین در زبان عربی به معنای «غاز» به کار میرود.
یعنی چه
معنای این واژه وابسته به متن است؛ میتواند به مفهوم برخاستن و جریان باد باشد، یا نشاندهنده مبدأ و عطف در شعر (و از)، یا توصیفکننده صدای وزوز حشرات مزاحم و حالت ژولیدگی مو.
مترادف
مترادفهای این واژه با توجه به بستر متن شامل کلماتی در حوزه آواها، حالت مو و جریان باد هستند.
متضاد
کلمه وز متضاد واحدی ندارد؛ در بحث باد متضاد آن سکون، در بحث مو متضاد آن صاف و لخت، و در بحث صدا متضاد آن سکوت است.
هم خانواده
کلمات همخانواده واژه وز عمدتاً از مصدر وزیدن یا اسم صوت وزوز مشتق شدهاند.
ریشه
در بخش فعلی، این واژه از ریشه پارسی میانه waz- به معنی پرواز کردن یا دمیدن میآید. در بخش صوتی، واژهای تقلیدی از صدای حشرات (Onomatopoeic) است. معنای غاز نیز ریشه در زبان عربی دارد.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، پاسخ کلمه دو حرفی برای نشان دادن مخفف ادبی «و از» یا بن مضارع وزیدن، «وز» است.
به انگلیسی
ترجمه انگلیسی این واژه کاملاً به کاربرد آن بستگی دارد و معادلهای متفاوتی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل وز
واژه «وز» یکی از نمونههای جالب فشردهسازی و چندمعنایی در زبان فارسی است. این کلمه دو حرفی میتواند در شعر کلاسیک نقش دستوری (مخفف و از) داشته باشد، در طبیعت نشاندهنده پویایی و جریان باد (بن مضارع وزیدن) باشد، در زیستشناسی صدای حشرات را بازسازی کند و در زبان عامیانه امروز به جنس خاصی از مو اشاره کند.
درک معنای دقیق این کلمه کاملاً به بافتار و جملهای که در آن به کار رفته بستگی دارد. همچنین شباهت ظاهری آن با واژه عربی «وَزّ» به معنی غاز، تنوع کاربردی آن را در فرهنگهای لغت دوچندان کرده است.