یعنی چه
اقمار در لغت به معنای ماهها است. در اصطلاح نجومی به اجرام آسمانی طبیعی یا مصنوعی (ماهوارهها) که به دور یک سیاره بزرگتر میگردند گفته میشود. همچنین در ادبیات سیاسی، به کشورهای ضعیف و پیرو که به یک قدرت بزرگتر وابستگی شدید دارند، کشورهای اقماری میگویند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة همزه و سکون قاف به صورت [أَقْمار] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «کلمه اقمار» دقیقاً دارای ۹ حرف است. همچنین اگر به عنوان راهنمای سوال «جمع قمر» یا «ماهها» بیاید، پاسخ آن «اقمار» (۵ حرف) خواهد بود.
به انگلیسی
برای اشاره به ماههای طبیعی سیارات از واژه Moons و برای ماهوارهها یا قمرهای مصنوعی و طبیعی به طور کلی از Satellites استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و جمع مکسر کلمه «قَمَر» است که همراه با الف و لام به صورت الأقمار به کار میرود.
به فارسی
معادلهای مستقیم فارسی این کلمه «ماهها» در بافت نجومی و عمومی، و واژههایی مانند «وابستگان» یا «پیروان» در بافت سیاسی و استعاری هستند.
در قرآن
کلمه جمع «اقمار» بهطور مستقیم در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما شکل مفرد آن یعنی «القمر» ۲۶ بار در آیات مختلف تکرار شده و حتی سورهای به نام «القمر» در مصحف شریف وجود دارد.
نماد چیست
در نمادشناسی، اقمار و ماه نماد انعکاس نور در تاریکی، دگرگونی و تجدید حیات (به دلیل تغییر حالات ماه) و ابزار زمانسنجی هستند. در ادبیات فارسی نیز مفرد آن نماد بارز زیبایی چشمگیر و لطافت رخسار معشوق است.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه اقمار
واژه اقمار جمع مکسر کلمه عربی «قمر» است که وارد زبان فارسی شده و در اصل به معنای «ماهها» است. این واژه در دنیای امروز کاربردهای گوناگونی دارد؛ در بافت علم نجوم به جرمهای آسمانی طبیعی یا دستساز بشر که گرد یک سیاره میچرخند اطلاق میشود و در بافت علوم سیاسی، کنایه از کشورها یا نهادهای پیرو و وابستهای است که تحت کنترل یک قدرت بزرگتر عمل میکنند.
اگرچه خود شکل جمع این کلمه در کتاب قرآن نیامده، اما مفرد آن یعنی قمر حضور پررنگی در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی دارد و نمادی از روشنایی، زمانسنجی، دگرگونی مداوم و زیبایی بینقص به شمار میرود.