یعنی چه
«نسب معد و الیمن الکبیر» نام یک کتاب مرجع و کهن در علم انساب (تبارشناسی) جهان عرب است که توسط ابنکلبی (هشام بن محمد، متوفی ۲۰۴ هـ) نگاشته شده است. این عبارت به معنای شجرهنامه و بررسی ریشههای تبارشناختی دو شاخه بزرگ از قبایل عرب، یعنی عربهای عدنانی (معد) و عربهای قحطانی (یمن بزرگ) میباشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «نَسَبُ مَعَدّ وَ الْیَمَنِ الْکَبِیر» (Nasab-u Ma'add-in wa-al-Yaman-il-Kabīr) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع تاریخی، پاسخ دقیق برای نام کتاب تبارشناسی ابنکلبی با ۱۸ حرف، خود عبارت «نسب معد و الیمن الکبیر» است.
به انگلیسی
در منابع انگلیسی از این اثر با عنوان ترجمهشده یا به صورت آوانگاری نام برده میشود.
به عربی
این عبارت خود یک ترکیب عربی و نام اصلی کتاب ابنکلبی در عصر عباسی است.
به ترکی
در بازگردانهای تاریخی به زبان ترکی، به معنای شجرهنامه بزرگ معد و یمن آمده است.
به فارسی
معادل یا برگردان فارسی این نام، «تبارشناسی بزرگ و جامع قبایل معد (عدنانی) و یمن (قحطانی)» است که به ساختار قبیلهای عرب اشاره دارد.
در قرآن
ترکیب «نسب معد و الیمن الکبیر» به عنوان نام کتاب، در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه واژه «نسب» به صورت جمع (الأنساب) در آیه ۱۰۱ سوره مؤمنون («فَلَا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ») و مفهوم شناخت قبایل در آیه ۱۳ سوره حجرات آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل نسب معد و الیمن الکبیر
عبارت «نسب معد و الیمن الکبیر» یک واژهٔ لغوی مستقل نیست، بلکه نام یکی از بزرگترین، مهمترین و کهنترین کتابهای مرجع در تاریخنگاری و علم انساب (تبارشناسی) جهان عرب است. این کتاب گرانسنگ توسط مورخ و نسبشناس معروف، «ابن کَلبی» (هشام بن محمد، متوفی ۲۰۴ هجری) در اوایل عصر عباسی تالیف شده و منبع اصلی دانشمندان و مورخان بعدی مانند طبری و بلاذری برای شناخت قبایل عرب بوده است.
این اثر به کالبدشکافی تبارشناختی دو شاخهٔ اصلی و بنیادین اعراب میپردازد؛ نخست «مَعَدّ» که نماد عربهای عدنانی (ساکنان شمال و مرکز شبهجزیره) است و دوم «الیمن» که نماد عربهای قحطانی (ساکنان جنوب و یمن) میباشد. کتاب با ترسیم پیوندهای فامیلی و شجرهنامهها، پایهای برای درک ساختار اجتماعی و سیاسی تاریخ صدر اسلام فراهم میکند.
در فرهنگ اسلامی و عربی، این کتاب نمادی از اصالت، حفظ هویت تاریخی و مرجعیت علمی در ثبت خطوط تبارشناسی به شمار میرود. خود این ترکیب در قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مرتبط با تبارشناسی و شناخت قبایل همواره در بستر تاریخ اسلام مورد توجه بودهاند.