یعنی چه
عبارت «کوز گردیدن» (یا کوز شدن) در لغتنامههای معتبر فارسی به معنای خمیده شدن، کج شدن و انحنا یافتن پشت و قامت انسان به کار میرود که معمولاً بر اثر کهولت سن، بیماری یا تحمل فشار سنگین رخ میدهد.
تلفظ
این ترکیب از واژهٔ «کُوز» (به سکون واو، هموزن روز) به معنای خمیده و قوزدار، و فعل مصدر «گردیدن» به معنای شدن و تغییر حالت یافتن تشکیل شده است.
در جدول
این عبارت در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان راهنمای سوالاتی با مفهوم خمیدگی قامت یا پیر شدن پیرو پاسخ ۹ حرفی قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم خمیدگی قامت بر اثر سن یا فیزیک بدن از این افعال و عبارات استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه کامبورلاشماق دقیقاً به معنای ایجاد انحنا و قوز در پشت است.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج این عبارت در زبان فارسی معیار شامل واژگانی چون گوژ شدن، قوز کردن، دولا شدن و انحنا یافتن قامت است که همگی مفهوم از دست رفتن راستیِ پشت را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، کوز گردیدن پشت نماد آشکار کهولت سن، ناتوانی و تسلیم شدن در برابر چرخ ستمگر روزگار است. همچنین گاهی به دلیل شکل ظاهری، به عنوان استعاره و نمادی برای هلال ماه یا گنبد آسمان (فلک کوز) استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کوز گردیدن
مصدر مرکب «کوز گردیدن» از جمله تعابیر کهن و فصیح در زبان فارسی است که ریشه در زبانهای ایرانی باستان و پارسی میانه دارد. واژه «کوز» در این ترکیب با واژگانی چون «کوژ» و «قوز» همریشه بوده و به طور دقیق به معنای انحنا، خمیدگی و برآمدگی پشت انسان به کار میرود که حالت طبیعی قامت را تغییر میدهد.
این اصطلاح در اشعار شاعران بزرگ کلاسیک مانند فردوسی در شاهنامه شواهد روشنی دارد و اغلب برای تصویرسازی دوران پیری، ضعف جسمانی یا خضوع و تسلیم در برابر ناملایمات چرخ فلک به تصویر کشیده شده است. از منظر معنایی، مترادفهای مستقیمی همچون گوژ شدن و دوتا شدن دارد و در زبانهای دیگر نظیر عربی با واژه احدیداب و در ترکی با کامبورلاشماق تطبیق داده میشود.