یعنی چه
این اصطلاح در دو معنا کاربرد دارد: در معنای حقیقی و زیستشناسی به جانداران و جانورانی که فاقد دست و پا یا اندامهای حرکتی مشخص هستند (مانند مار، کرم و بیمهرگان) اطلاق میشود. در معنای کنایی و مجازی در ادبیات و محاوره، به انسان ناتوان، کمتوان، بیعرضه یا دستوپاچلفتی که توانایی پیشبرد کارهای خود را ندارد گفته میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «جانوَر» (فتحه روی واو) به همراه صفت مرکب «بیدستوپا» (فتحه روی دال و پ) انجام میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «جانور بیدستوپا» دقیقاً ۱۳ حرف دارد. بسته به طراح جدول، پاسخ میتواند خود این عبارت یا نمونههای بارز آن در طبیعت مانند «مار» یا «کرم» باشد.
به انگلیسی
برای ترجمه این عبارت به انگلیسی باید به کاربرد آن دقت کرد؛ در متون علمی از واژگانی چون limbless استفاده میشود و در توصیف رفتار انسان، واژههایی نظیر clumsy به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به موجودات بدون اندام حرکتی از تعبیر «عدیم الأطراف» و برای اشاره به شخص دستوپاچلفتی از «أخرق» یا «عاجز» استفاده میکنند.
به ترکی
در ترکی استانبولی، واژه uzuvsuz به معنای بدون اندام و واژههای beceriksiz یا sakar به معنای آدم بیعرضه و دستوپاچلفتی به عنوان معادل به کار میروند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، جانوران بیدستوپا (مانند مار و مور در شعر سعدی) نماد موجودات کمتوان اما روزیخوار خداوند هستند. در کاربرد عامیانه و کنایی، این عبارت نماد آدمهای وابسته، بیاراده، توسریخور یا کسانی است که توانایی دفاع از حق خود یا مدیریت امورشان را ندارند.
جمعبندی و توضیح کامل جانور بی دست و پا
عبارت «جانور بیدستوپا» یک ترکیب وصفی کاملاً فارسی است که از واژگان کهن پهلوی تشکیل شده و در دو قلمرو کاملاً متفاوت معنایی به کار میرود. در ادبیات علمی و کهن، اشاره به حیواناتی دارد که از داشتن پا یا اندام حرکتی محرومند، که بارزترین نمونههای نمادین آن مار و کرم هستند.
از سوی دیگر، این عبارت کاربرد کنایی بسیار گستردهای در زبان محاوره دارد و برای توصیف افرادی به کار میرود که در کارهایشان ناشی، سراسیمه یا بیعرضه عمل میکنند. در طراحهای جدول کلمات متقاطع نیز این عبارت با داشتن ۱۳ حرف، یکی از گزینههای رایج برای هدایت ذهن مخاطب به سمت مفاهیمی چون مار یا انسان ناتوان است.