یعنی چه
این ترکیب وصفی به ویژگی اشیایی اشاره دارد که به دلیل اکسیداسیون یا گذر زمان، درخشندگی خود را از دست داده و لایهای از زنگ یا چرک روی آنها نشسته است. در مفاهیم استعاری نیز به روح یا دل غافل و تیره اشاره میکند.
تلفظ
تلفظ دقیق واژه به صورت زَنگار (با فتح زای اول) و گِرِفته (با کسر گاف و راء) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «زنگار گرفته» دقیقاً ۱۰ حرف دارد. پاسخهای جایگزین و کوتاهتر متناسب با تعداد خانهها شامل زنگزده، کدر یا تیره است.
به انگلیسی
بسته به متن و نوع شیء، واژههای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود؛ برای فلزات معمولی rusty و برای مفاهیم مجازی و آینه تیره، tarnished دقیقتر است.
به عربی
در زبان عربی فعل صَدِأَ برای زنگ زدن آهن به کار میرود و واژه زنجار نیز معرب زنگار فارسی است.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز اصیل فارسی برای این صفت مفعولی شامل کلماتی چون کدر، تیره، تار و زنگزده است که به خوبی معنای ملموس آن را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و اخلاقی، زنگار گرفته بودن نماد رسوخ گناه و کینهها در روح انسان است که آینه دل را کدر میکند و مانع از بازتاب نور الهی میشود. در ادبیات عامه نیز نشانهای از متروکه بودن، فراموشی و گذر زمان است.
جمعبندی و توضیح کامل زنگار گرفته
ترکیب وصفی «زنگار گرفته» در اصل صفت برای اشیاء و فلزاتی (به ویژه مس و آهن) است که در مجاورت هوا و رطوبت دچار اکسیداسیون شده و لایهای از رسوب کدر و تیره روی آنها نشسته و جلا و شفافیت اولیه خود را از دست دادهاند. واژه زنگار ریشه در پارسی میانه دارد و از ترکیب «زنگ» به همراه پسوند «آر» ساخته شده است.
این واژه در ادبیات فارسی و فرهنگ عرفانی، کاربرد کنایی بسیار عمیقی دارد. شاعران بزرگی چون سعدی و حافظ از «دل یا آینه زنگار گرفته» برای توصیف روحی استفاده کردهاند که به دلیل دلبستگیهای مادی، غفلت و گناه، تیره شده و دیگر توانایی انعکاس انوار حقیقت و معرفت را ندارد. در فرهنگ قرآنی نیز اگرچه خود کلمه به کار نرفته، اما مفهوم دقیق آن با واژه «رانَ» (زنگار بر دل نشستن) تبیین شده است.