معنی
تظلم به معنای دادخواهی کردن، شکایت کردن از ستم یک شخص یا نهاد و ابراز مظلومیت به مراجع بالاتر برای بازپسگیری حق و اجرای عدالت است.
یعنی چه
این واژه در لغت به معنای اظهار مظلومیت است؛ یعنی فردی که مورد ستم قرار گرفته، سکوت خود را میشکند و برای رفع بیداد، از دیگران یا حاکم تقاضای دادرسی و انصاف میکند.
مترادف
واژههایی چون دادخواهی و شکایت بیشترین همپوشانی معنایی را با تظلم دارند و نشاندهنده اقدام فرد ستمدیده برای احقاق حق هستند.
متضاد
این واژه مفهوم تقابل با ستم را دارد، بنابراین پذیرش بیداد و سکوت در برابر ظلم به عنوان متضادهای مفهومی آن شناخته میشوند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «تظلم» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «دادخواهی» یا «شکایت از ستم» به کار میرود و دقیقاً دارای ۴ حرف است.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد (از باب تفعل) و در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا در قالب عباراتی نظیر استغاثه و شکایت از بیداد به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این واژه، «دادخواهی» و «فریاد از بیداد» هستند که به خوبی مفهوم طلبِ عدل را آشکار میسازند.
جمعبندی و توضیح کامل تظلم
واژه «تظلم» مصدر باب تفعل از ریشه عربی «ظ ل م» است که در فرهنگ و ادبیات فارسی کاربرد گستردهای دارد. این واژه به معنای برخاستن علیه ستم، فریاد عدالتخواهی و اقدام رسمی یا زبانی برای رفع بیدادگری است. در حقیقت، تظلم نماد پویایی و عدم پذیرش ظلم در جامعه است و به فرد مظلوم مشروعیت میدهد تا حق خود را طلب کند.
اگرچه خود کلمه «تظلم» به صورت مصدری در قرآن کریم نیامده است، اما ریشه آن و مفاهیم مرتبط با دادخواهی مظلوم (مانند آیه ۱۴۸ سوره نساء) به شدت مورد تأیید قرار گرفته است. در نمادشناسی فرهنگی نیز این مفهوم یادآور مفاهیمی چون ترازوی عدالت، زنجیر عدل و پرچم کاوه آهنگر است که همگی بر ضد ستم اهتزاز یافتهاند.