یعنی چه
حالت و وضعیتی احساسی که در آن فرد به دلیل شکست، گناه، رسوایی یا ناتوانی احساس حقارت و شرمساری میکند و به طور استعاری یا فیزیکی سر خود را پایین میاندازد.
تلفظ
تلفظ فونتیک این ترکیب فعلی به صورت [sar-af-kan-deh sho-dan] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً با نشانههایی چون «خجل شدن»، «شرمسار گشتن» یا «خوار شدن» پرسیده میشود که پاسخ اصلی آن ۱۱ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، عباراتی نظیر to be ashamed یا to be crestfallen و to be downcast بهترین معادلها هستند.
به عربی
در زبان عربی فعل واحدی وجود ندارد و بسته به موقعیت از واژگانی چون خجل یا تعابیر قرآنی مانند ناکسو رؤوسهم استفاده میشود.
به فارسی
این عبارت یک ترکیب فعلی اصیل فارسی است. واژههای مترادف آن شامل خجل شدن، شرمنده شدن، بور شدن، منفعل شدن و مَخذول گشتن است. متضادهای آن نیز سربلند شدن، سرافراز شدن و مفتخر شدن میباشند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، سرافکنده شدن نماد بارز شکست اجتماعی، اخلاقی و پشیمانی پس از خطاست. با این حال، در ادبیات عرفانی میتواند نماد مثبتی از خشوع، حیا و فروتنی محض بنده در برابر خالق یا معشوق باشد.
جمعبندی و توضیح کامل سرافکنده شدن
عبارت «سرافکنده شدن» یک ترکیب فعلی کاملاً فارسی و اصیل است که از اجزای «سر»، «افکنده» (صفت مفعولی از مصدر افکندن) و فعل معین «شدن» تشکیل شده است. این واژه در لغت به معنای سر به زیر انداختن از روی حیا، شرمندگی، یا شکست است و معمولاً در تضاد با مفاهیمی چون سربلندی و سرافرازی قرار میگیرد.
در فرهنگ و ادبیات عامه، این حالت فیزیکی و روحی نشاندهنده پشیمانی عمیق پس از انجام یک خطا یا متحمل شدن رسوایی و شکست است. جالب اینجاست که این تصویرسازی دقیقاً در قرآن کریم نیز با واژه «نَکْس» (مانند ناکسو رؤوسهم در آیه ۱۲ سوره سجده) برای توصیف احوال مجرمان در پیشگاه خداوند به کار رفته است که نشان از همپوشانی فرهنگی و استعاری این مفهوم دارد.