یعنی چه
عهدشکن به کسی گفته میشود که پس از بستن قرار، قول یا پیمانی اخلاقی، قانونی یا شرعی، به آن پایبند نمانده و به صورت یکطرفه آن را نقض میکند. این واژه بار معنایی منفی شدیدی دارد و به مفاهیمی چون خیانت و بیوفایی اشاره دارد.
مترادف
واژههای فوق همگی در لغتنامههای معتبر فارسی به عنوان معادلهای دقیق یا همپوشان کلمه عهدشکن ذکر شدهاند.
تلفظ
این واژه از دو جزء «عهد» (با فتح عین و سکون هاء) و «شکن» (با کسر شین و فتح کاف) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف خواستهشده میتواند خود کلمه یا مترادفهای آن باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن (مذهبی، قانونی یا عامیانه) از این معادلها استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه ناکث و تعبیر نقض عهد دقیقترین برگردانهای این صفت فاعلی هستند.
در قرآن
ترکیب فارسی «عهدشکن» در قرآن نیست، اما مفهوم آن در آیاتی مانند آیه ۲۵ سوره رعد برای کسانی که عهد خدا را میشکنند و آیه ۱۰ سوره فتح («فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ») به شدت تقبیح شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، چرخ فلک و معشوقِ جفاپیشه بزرگترین نمادهای عهدشکنی هستند. همچنین در برخی باورهای اساطیری مانند داستان طوفان نوح، کلاغ به دلیل عدم بازگشت به کشتی، گاهی نماد بیوفایی دانسته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عهد شکن
واژه «عهدشکن» یک صفت مرکب فاعلی در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «عهد» (به معنی پیمان و التزام) و بن مضارع فارسی «شکن» (از مصدر شکستن) ساخته شده است. این کلمه در فرهنگ و ادبیات فارسی دارای بار منفی اخلاقی بسیار شدیدی است و به فردی اطلاق میشود که به اصول اخلاقی، دوستیها یا قراردادهای رسمی خود پشت پا میزند.
در متون دینی و قرآنی نیز اگرچه خود این لفظ فارسی وجود ندارد، اما مفاهیم معادل آن مانند «نقض عهد» و «نکث میثاق» به وفور یافت میشوند و کسانی که دست به این کار میزنند مورد نکوهش شدید قرار گرفتهاند. در اشعار شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی نیز عهدشکنی به عنوان صفتی ناپسند برای یار یا روزگار غدار مطرح شده است.