یعنی چه
بیطهارتی در لغت به معنی نبودِ پاکی و نظافت است. در اصطلاح فقهی و دینی، به حالت یا کیفیتی گفته میشود که در آن فرد فاقد طهارت لازم (مانند وضو یا غسل) برای انجام عبادات مشروط به پاکی باشد. این واژه گاهی در ادبیات کنایه از آلودگی به گناه یا مادیات نیز هست.
تلفظ
تلفظ این واژه از پیشوند نفی «بی» (bī)، واژهٔ عربی «طهارت» (tahārat) و یای مصدری (ī) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلید معمولاً خود واژه «بی طهارتی» (۸ حرفی) یا واژههای هممعنی نظیر ناپاکی و نجاست است.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در انگلیسی، بسته به بافت متن از اصطلاحات مربوط به ناپاکی آیینی یا آلودگی عمومی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی و متون فقهی، با توجه به نوع ناپاکی (حکمی یا حقیقی) از واژههای حدث، جنابت یا نجاست استفاده میکنند.
به فارسی
برابرهای فارسی اصیل و رایج برای این واژه شامل ناپاکی، پلیدی، آلودگی و عدم نظافت است که هم در مفاهیم مادی و هم معنوی به کار میروند.
در قرآن
خود ترکیب فارسی «بیطهارتی» در قرآن وجود ندارد، اما ریشه آن (ط-ه-ر) و مفاهیم مقابل آن بارها آمده است؛ مانند آیه «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۹) که به اهمیت طهارت اشاره دارد، و آیه «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ» (توبه/۲۸) که مفهوم ناپاکی را مطرح میکند.
جمعبندی و توضیح کامل بی طهارتی
واژهٔ «بیطهارتی» یک اسم مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «بی»، واژهٔ عربی «طهارت» و یای مصدری ساخته شده است. این کلمه در وهلهٔ اول دلالت بر حالت فردی دارد که فاقد وضو یا غسل است و از نظر شرع اسلام اجازهٔ انجام برخی عبادات مانند نماز را ندارد. در فرهنگ عامه و عرف نیز به معنای مطلقِ کثیفی، ناپاکی و عدم رعایت بهداشت به کار میرود.
در ادبیات فارسی، شاعرانی چون حافظ از این اصطلاح برای کنایه زدن به آلودگیهای باطنی، گناه و دلبستگیهای مادی استفاده کردهاند. این واژه معادل فقهی مفاهیمی چون «حدث» و «جنابت» است و در زبان انگلیسی اغلب با اصطلاحاتی نظیر Ritual impurity شناخته میشود.