یعنی چه
در کاربردهای ادبی و شاعرانه، این عبارت به معنی سرخ و براق شدن، گل انداختن صورت یا لب از شرم و عشق، و همچنین تغییر ماهیت یک سنگ ناچیز به سنگی گرانبها در اثر تابش آفتاب (مجاز از کمال یافتن انسان) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح لام اول و سکون عین و لام دوم در کلمه اول، و ضمه شین در کلمه دوم است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی مربوط به این مفهوم، بر اساس تعداد حروف خواسته شده مشخص میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به متن، از عبارات مربوط به تغییر رنگ به سرخ یاقوتی یا سرخ شدن چهره استفاده میشود.
به عربی
برای رساندن این مفهوم در زبان عربی از واژگان مرتبط با سرخ شدن شدید یا دگرگونی به حالت لعل استفاده میکنند.
به فارسی
عبارات جایگزین فارسی شامل سرخگون شدن، رنگ گرفتن (در متنهای ادبی) و برافروخته شدن چهره است؛ در شعر کهن نیز به معنای خونین شدن خاک دشت کاربرد داشته است.
در قرآن
ترکیب فعلی «لعل شدن» در قرآن کریم وجود ندارد. لازم به ذکر است که حرف «لَعَلَّ» در آیات قرآنی (مانند لعلکم تتقون) یک حرف عربی به معنی «شاید و امید است» بوده و هیچ ارتباط ریشهای، معنایی یا لغوی با سنگ قیمتی «لعل» در زبان فارسی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل لعل شدن
عبارت «لعل شدن» یک ترکیب اصیل، ادبی و استعاری در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در واژه کهن «لال» (به معنی سرخ) دارد. این عبارت در اشعار کلاسیک فارسی دو کارکرد معنایی عمده دارد؛ نخست در ادبیات تغزلی و عاشقانه که مجاز از سرخ شدن و گل انداختن لب و چهره معشوق از شرم یا عشق است، و دوم در ادبیات حماسی که به معنای خونین و سرخرنگ شدن خاک میدان نبرد به کار میرود.
علاوه بر این، «لعل شدن» در ادبیات عرفانی بار نمادین بسیار عمیقی دارد. این مفهوم اشاره به باور کهن کیمیاگری دارد که معتقد بودند سنگهای بیارزش در اثر مجاورت و تابش طولانیمدت خورشید در کوهستان به سنگ قیمتی لعل تبدیل میشوند. عارفان از این فرآیند برای نشان دادن سیر و سلوک، ریاضت کشیدن و تبدیل شدن انسان عامی به انسان کامل و باارزش استفاده میکنند.