یعنی چه
این واژه صفت مرکب در زبان فارسی است که برای توصیف افرادی با رفتار ظالمانه، مکار، خشن و عاری از شفقت به کار میرود؛ کسانی که مانند گرگ به دیگران آسیب میرسانند.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «گرگ» (با سکون راء و گاف) و «خوی» (با واو مجهول و سکون یاء) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ متداول در جدولهای کلمات متقاطع برای این مفهوم، خود واژه «گرگ خوی» یا مترادفهای آن مانند «درندهخو» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که به خوی وحشیگری، درندگی و شباهت رفتاری به گرگ اشاره دارند، به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
واژههای مترادف و جایگزین اصیل در زبان فارسی شامل ددمنش، خونخوار، قسیالقلب، بدخوی و گرگصفت هستند که همگی بر سنگدلی دلالت دارند.
در قرآن
خود عبارت «گرگخوی» در متن قرآن وجود ندارد، اما واژه «ذِئب» به معنای گرگ ۳ بار در سوره یوسف (آیات ۱۳، ۱۴ و ۱۷) ذکر شده است. در تفاسیر، رفتار برادران یوسف به نوعی با گرگصفتی پیوند خورده است.
نماد چیست
گرگ در فرهنگ و ادبیات فارسی کنایه و نمادی از آسیب زدن به ضعیفان، ستمگری، و مکر است. در عین حال، در برخی اسطورهها میتواند نماد قدرت و استقلال نیز باشد.
جمعبندی و توضیح کامل گرگ خوی
واژه «گرگخوی» یک صفت مرکب و کنایی در زبان فارسی است که از ترکیب دو بخش «گرگ» (با ریشه پارسی باستان varka-) و «خوی» (به معنی طبع و سرشت) ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات برای توصیف انسانهایی به کار میرود که عواطف انسانی را زیر پا گذاشته و با بیرحمی، ستمگری و مکر به دیگران آسیب میرسانند.
اگرچه این ترکیب به صورت مستقیم در متون دینی نظیر قرآن نیامده، اما اصل واژه گرگ در داستان حضرت یوسف به عنوان مظهر درندگی مطرح شده است. متضاد این واژه صفاتی همچون فرشتهخو، مهربان و نرمخو است که بر صلحطلبی و انساندوستی دلالت دارند.