یعنی چه
این اصطلاح در متون کهن به دو معنای عمده به کار رفته است؛ یکی در مفهوم ساده و فیزیکیِ بر زبان جاری کردن و مطرح ساختن یک سخن، و دیگری در مفهوم کنایی و مجازیِ فاش کردن راز یا عیب کسی، به گونهای که او را نقل مجالس و بر سر زبانها بیندازد و موجبات رسواییاش را فراهم کند.
تلفظ
تلفظ واژهبهواژه این ترکیب به صورت «بَ» (پیشوند) + «زَبان» + «اَفْکَندَن» است که در خوانش روان ادبی نونِ ساکنِ زبان به الفِ افکندن متصل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح با توجه به تعداد حروف (۱۱ حرف بدون احتساب فاصله در رسمالخط سرهم کهن) خودِ «بزبان افکندن» یا معادلهای آن نظیر «بر زبان آوردن» است.
به انگلیسی
با توجه به دو جنبه معنایی این واژه، هم افعال مربوط به بیان کردن (utter, voice) و هم افعال مربوط به بیآبرو کردن و افشاگری (defame, disgrace) به عنوان معادل کاربرد دارند.
به عربی
در زبان عربی برای معنای نخست از عباراتی چون «ذکر کردن» یا جاری کردن بر لسان، و برای معنای کنایی و ثانویه از مفاهیمی چون تشهیر و افشای سر استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و امروزی این اصطلاح در زبان فارسی شامل «بر سر زبانها انداختن»، «آشکار کردن سخن»، «افشاگری» و «بیآبرو کردن» است که بسته به سیاق متن جایگزین آن میشوند.
در قرآن
این ترکیب کناییِ فارسی در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما از نظر معنایی، جنبه اول آن با عباراتی چون سخن گفتن با زبان، و جنبه کنایی و منفی آن با آیاتی که از اشاعه زشتیها (مانند آیه ۱۹ سوره نور) و عیبجویی نهی میکنند، مطابقت مفهومی دارد.
نماد چیست
در ادبیات تصویرسازی مادی خاصی برای آن تعریف نشده، اما به عنوان یک آرایه کنایی، نمادی از تبدیل شدن یک امر خصوصی به یک امر عمومی و شایعهسازی در جامعه به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بزبان افکندن
واژه و ترکیب کهن «بزبان افکندن» از مصادر مرکب و اصیل زبان فارسی است که از پیشوند «ب»، اسم «زبان» و مصدر «افکندن» (در معنای مجازی ایجاد کردن و انداختن) تشکیل شده است. این اصطلاح در ادبیات کلاسیک دو رویه معنایی دارد؛ در مرتبه نخست به معنای سادهِ بیان کردن، یاد کردن و مطرح نمودن یک موضوع است که امروزه بیشتر به صورت «بر زبان آوردن» به کار میرود.
در مرتبه دوم و کنایی، این عبارت معنایی تندتر به خود میگیرد و به مفهوم پردهدری، افشای عیوب و رازهای دیگران و نقل مجالس کردن کسی است؛ به طوری که فرد مایه شایعه و رسوایی میان خلق شود. این واژه به دلیل ساختار کهن خود، امروزه کاربرد روزمره ندارد و بیشتر در متون ادبی، اشعار کلاسیک و جدولهای کلمات متقاطع دیده میشود.