یعنی چه
بصاق در لغت به معنی آب دهان، تف یا لعاب دهانی است. در اصطلاحات طب سنتی گاهی به رطوبت و خلطی که به واسطه سرفه از سینه خارج میشود نیز اطلاق شده است.
تلفظ
این واژه در زبان عربی و متون کهن بیشتر به صورت ضمه در حرف اول (بُصاق) و گاهی فتح اول (بَصاق) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ متداول چهار حرفی در جدول برای آب دهان یا تف، کلمه «بصاق» یا شکل رایجتر آن «بزاق» است.
به انگلیسی
برای کاربردهای علمی و پزشکی از واژه Saliva و برای کاربردهای عمومی و تف کردن از Spit یا Spittle استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فصیح، واژه بصاق نیکوترین و فصیحترین نگارش برای این مفهوم است، هرچند به صورت بزاق و بساق نیز به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل آب دهان، خدو، خیو، لعاب و تف است. امروزه شکل تغییریافته آن یعنی «بزاق» کاربرد رسمی و علمی دارد.
در قرآن
عین واژه «بصاق» یا مشتقات ریشه (بصق) در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما این واژه و احکام مربوط به آن در روایات فقهی، احادیث اسلامی و آداب مساجد به وفور دیده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات، عمل پرتاب بصاق (تف کردن) نماد بارز اهانت، تحقیر و بیزاری است. در کاربردهای پزشکی کهن نیز این مایع نمایانگر وضعیت رطوبت یا خشکی مزاج و سلامت ریه به شمار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بصاق
واژه «بصاق» یک واژه اصیل عربی از ریشه (ب-ص-ق) به معنی مایع و ترشحات دهان است. واژهشناسان کهن معتقدند که این کلمه با حروف سین (بساق) و زاء (بزاق) نیز تلفظ و نگاشته میشود، اما نگارش آن با صاد فصیحتر است. در زبان فارسی امروز، شکل دگرگونشده آن یعنی «بزاق» کاملاً جایگزین شده و در متون علمی، زیستشناسی و پزشکی به کار میرود.
این کلمه در متون کهن پزشکی و طب سنتی علاوه بر آب دهان، گاه به عنوان خلط خام حاصل از سینه نیز توصیف شده است. اگرچه این لفظ در متن قرآن کریم وجود ندارد، اما کاربرد فقهی و روایی گستردهای در مباحث طهارت و آداب معاشرت دارد. در ادبیات کنایی و نمادین، پرتاب کردن آن نشانه آشکاری از خشم، نفرت و کوچک شمردن مخاطب محسوب میشود.