یعنی چه
آفریدگاری اسم مصدر از آفریدگار است و به معنای حالت، صفت یا عملِ آفرینندگی، پدیدآورندگی و خالق بودن است. در متون قدیمی گاه به معنای «آفریده و دیّاری» نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت [آ - فَ - رید - گا - ری] است که از بن ماضی «آفرید»، پسوند مبالغه و فاعلی «گار» و یای مصدری تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدول کلمات متقاطع «آفریدگاری» با ۹ حرف است.
به انگلیسی
در بافتهای الهیاتی و فلسفی بیشتر از واژه Creatorship و در مفهوم توانایی آفرینش کلی از Creativity استفاده میشود.
به عربی
دقیقترین معادل برای حالت مصدری آن «الخالقیة» است که بیشتر در متون فلسفی و کلامی کاربرد دارد.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل پدیدآورندگی، آفرینندگی، صانع بودن و خالقیت است. واژههایی نظیر آفریدن، آفرینش و آفریده نیز با آن همخانواده هستند.
در قرآن
خود واژه «آفریدگاری» به دلیل پارسی بودن در قرآن نیست، اما مفهوم آن با واژههای اساسی مانند الخالق، البارئ و الفاطر بارها مطرح شده است؛ نظیر آیه ۱۰۲ سوره انعام: «خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ».
نماد چیست
این واژه مفهوم انتزاعی دارد و نماد مادی خاصی ندارد، اما در فرهنگ عرفانی و کلامی نماد قدرت ازلی، مبدأ هستی و توان آفرینش گریِ مطلق است.
جمعبندی و توضیح کامل آفریدگاری
واژه «آفریدگاری» یک واژه اصیل پارسی است که از ریشه پهلوی و اوستایی مشتق شده است. این کلمه با ترکیب بن ماضی «آفرید»، پسوند فاعلی «گار» و یای مصدری ساخته شده و به معنای صفت، حالت و عملِ خالق بودن و آفرینندگی است.
اگرچه این صورتِ مصدری و انتزاعی در متون کلاسیک به شکلِ ثابتی بسیار کمتکرار است، اما مفهوم بنیادین آن یعنی «آفرینندگی و خالقیت» از ارکان مهم فلسفه، عرفان و الهیات به شمار میرود. در جدول کلمات متقاطع، این واژه ساختاری ۹ حرفی دارد و معادلهای آن به مفاهیمی چون پروردگاری و پدیدآورندگی اشاره دارند.