یعنی چه
در اصطلاحات عرفانی و فلسفه اسلامی، تجلی ذات به معنای جلوهگر شدن و آشکار شدن خودِ ذات حقتعالی است، بدون اینکه صفات یا افعال خاصی واسطه شوند. این بالاترین مرتبه شهود است که به فنای ذاتی سالک منجر میشود.
تنزّه و تلفظ
این ترکیب از دو واژه عربی تشکیل شده و به صورت واژهنامهای با تشدید بر روی حرف «ل» در کلمه اول تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «تجلی ذات» است که دقیقاً از ۷ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در متون فلسفی و عرفانی غربی، برای رساندن این مفهوم عمیق از اصطلاحات الهیاتی مانند Theophany استفاده میکنند.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان و ادبیات عرفانی عربی (به ویژه مکتب ابنعربی) دارد.
به فارسی
معادلهای روان و سره فارسی برای این اصطلاح شامل «ظهورِ ذات»، «کشفِ ذات»، «اشراقِ ذات» و «جلوهگری هستی مطلق» است.
در قرآن
هرچند اصطلاح ترکیبی «تجلی ذات» در قرآن نیامده، اما اصل مفهوم تجلی در آیه ۱۴۳ سوره اعراف آمده است: «فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا» (پس چون پروردگارش به کوه جلوه نمود، آن را ریزریز کرد). عرفا این آیه را سندی بر تجلی ذاتی خداوند میدانند.
نماد چیست
در ادبیات صوفیانه، «کوه طور» نمادِ متلاشی شدنِ انانیت و هستی مجازی سالک در اثر تابش نور ذات است. همچنین «خورشید سوزان» نماد نوری است که با تابش مستقیمش، تمام سایهها و انوار دیگر (کثرتهای جهان) را ناپدید و مستهلک میکند.
جمعبندی و توضیح کامل تجلی ذات
اصطلاح ترکیبی «تجلی ذات» یکی از عمیقترین و کلیدیترین مفاهیم در عرفان نظری اسلامی است که به مرتبهای بسیار عالی از ظهور اشاره دارد. در این مرتبه، حقیقت الهی نه در حجاب اسماء، صفات یا افعال، بلکه بهصورت کلی، مستقیم و وحدانی بر قلب سالکِ محو شده نمایان میشود.
نتیجهٔ این تجلی بیواسطه، از بین رفتن بقایای هستیِ مجازی سالک (مقام مَحْق یا فنای ذاتی) و رسیدن به توحید مطلق است. این مفهوم کاملاً فلسفی-عرفانی و غیرحسی بوده و پایه و اساس بسیاری از تفاسیر شهودی در ادبیات و متون کهن صوفیه است.