معنی
واژهٔ قهری به معنای هر آن چیزی است که به صورت غیرارادی، اضطراری و بر اساس جبر یا قانون بر شخص تحمیل شود و ارادهٔ فرد در وقوع آن دخالتی نداشته باشد.
یعنی چه
در اصطلاح، وقتی میگویند امری قهری است، یعنی آن رویداد یا حکم به موجب قانون، طبیعت یا نیرویی برتر شکل گرفته و فرد چارهای جز پذیرش آن ندارد؛ مانند انتقال قهری ارث به وارثان.
مترادف
این واژهها در متون فقهی، حقوقی و فلسفی به عنوان هممعنی کلمهٔ قهری برای بیان عدم اختیار به کار میروند.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنمای «اجباری یا غیرارادی»، واژهٔ ۴ حرفی «قهری» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در متون حقوقی بینالمللی نیز از اصطلاحاتی مانند Ipso jure به معنای «به خودی خود و به حکم قانون» به عنوان معادل این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشهٔ عربی دارد و از مادهٔ «ق ه ر» به معنی غلبه و چیره شدن گرفته شده است.
به ترکی
در زبان ترکی برای بیان مفاهیم ملموستر از واژهٔ زوراکی و برای مفاهیم انتزاعی از تعبیر خارج از اراده استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل قهری
واژهٔ «قهری» صفت نسبی ساخته شده از ریشهٔ عربی «قهر» است، اما برخلاف تصور عامیانه که آن را با قهر کردن و سرسنگین شدن مرتبط میدانند، در زبان معیار و متون رسمی به معنای «اجبار، جبر و امر غیرارادی» به کار میرود. این کلمه نشاندهندهٔ هر نوع وضعیت، مالکیت یا اتفاقی است که خارج از کنترل، خواست و اختیار انسان رخ میدهد و فرد ملزم به تبعیت از آن است.
این اصطلاح کاربرد بسیار گستردهای در فقه، حقوق و فلسفه دارد. برای نمونه در مباحث حقوقی، «ولایت قهری» به اقتدار قانونی و ناخواستهای اشاره دارد که به صورت خودکار بر عهدهٔ پدر و جد پدری قرار میگیرد. همچنین اصطلاح معروف «قوهٔ قهریه» یا همان فورس ماژور، به حوادث طبیعی و ناگهانی مانند سیل و زلزله اشاره میکند که مهار آنها از عهدهٔ بشر خارج است.
در حوزهٔ معرفتشناسی و فلسفه نیز این کلمه در مقابل واژههایی چون اختیاری و ارادی قرار گرفته و به مفهوم ضرورت و جبر دلالت دارد. ریشهٔ اصلی این کلمه در قرآن کریم در قالب صفات الهی همچون «القاهر» و «القهار» تجلی یافته است که به قدرت مطلقه و غلبهٔ تخلفناپذیر خداوند بر تمامی امور جهان اشاره میکند.