یعنی چه
ولگرد در زبان فارسی به فردی اطلاق میشود که فاقد اقامتگاه دائمی، شغل پایدار یا اهداف مشخص در زندگی روزمره است و وقت خود را به بیهدفی و گشتزدن در خیابانها و مکانهای عمومی میگذراند. این واژه از نظر ساختاری صفت مرکب فاعلی مرخم است.
متضاد
در تقابل معنایی با واژه ولگرد، کلماتی قرار میگیرند که نشاندهنده ثبات مکانی، داشتن شغل، مسکن مشخص و نظم در زندگی هستند.
تلفظ
این واژه از دو بخش «وِل» (به معنی رها و آزاد) و «گَرد» (بن مضارع از مصدر گردیدن) تشکیل شده و به صورت وِلْگَرْد تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای این کلمه در جدول، خود واژه «ولگرد» با ۵ حرف است. معادلهای دیگر آن نظیر آواره نیز در جدولهای متقاطع کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و بافت متن، از واژههای متفاوتی استفاده میشود؛ واژههایی مانند Vagrant و Vagabond بار حقوقی و اجتماعی دقیقتری دارند.
به عربی
در فرهنگهای لغت عربی، واژه متشرد به معنای بیسرپناه و صعلوک به معنای فقیرِ آواره به عنوان نزدیکترین معادلها برای ولگرد ثبت شدهاند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژه سرسری (Serseri) دقیقاً به مفهوم فرد بیهدف، پرسهزن و ولگرد اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل ولگرد
واژه «ولگرد» یک صفت مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب «وِل» (برگرفته از ریشه پهلوی به معنای رها و بیقید) و «گَرد» (از مصدر گردیدن) ساخته شده است. این کلمه در معنای حقیقی به افرادی اشاره دارد که به دلیل نداشتن کار، مسکن یا انگیزه مشخص، روزگار خود را به پرسهزدن در معابر میگذرانند و از نظر ساختار اجتماعی، در زمره افراد حاشیهنشین یا بیخانمان دستهبندی میشوند.
در ادبیات معاصر ایران، به ویژه پس از نگارش داستان مشهور «سگ ولگرد» اثر صادق هدایت، این واژه بار معنایی عمیقتری پیدا کرد و به نمادی از تنهایی مطلق، طردشدگی اجتماعی، بیپناهی و هویت گمشده تبدیل شد. از سوی دیگر، در نگاه فلسفی گاهی این مفهوم با رهایی مطلق از قید و بندها و سنتهای سختگیرانه جامعه پیوند میخورد.
اگرچه این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم قرآنی نزدیکی مانند «ضالّ» (به معنی سرگردان و گمراه) شباهتهای معنایی خاصی را با جنبههای روحی و رفتاری این پدیده نشان میدهند. امروزه این کلمه علاوه بر انسان، گاهی برای حیوانات بدون صاحب و رهاشده در سطح شهر نیز به کار میرود.