یعنی چه
واژه اضمر (أضْمَرَ) یک فعل ماضی از باب افعال در زبان عربی است که در متون فارسی کلاسیک نیز به عنوان وامواژه به کار رفته است. این کلمه به معنی پنهان کردن یک راز، اندیشه یا احساس در درون و باطن (ضمیر) است. همچنین در کاربردهای کهن عربی به معنی لاغر و باریکمیان کردن اسب برای مسابقه نیز استفاده میشده است.
مترادف
واژههایی که مفهوم پوشاندن راز، نیت یا یک امر درونی را رسانند، به عنوان هممعنی این کلمه شناخته میشوند.
متضاد
کلماتی که بر بیرون ریختن راز، هویدا کردن نیت و نشان دادن باطن دلالت دارند، دگرمعنای این واژه هستند.
تلفظ
تلفظ اصلی و عربی این واژه با فتحه همزه، سکون ضاد، فتحه میم و فتحه راء به صورت [أَضْمَرَ] است. در کاربری زبان فارسی معمولاً به صورت [اَضمَر] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «اضمر» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «پنهان کرد» یا «در دل نهفت» کاربرد دارد و دقیقاً یک کلمه ۴ حرفی است.
به انگلیسی
افعالی که به پنهانکاری ذهنی یا مخفی کردن یک مفهوم اشاره دارند، معادلهای مناسبی هستند.
به عربی
از آنجا که خود واژه ریشه خالص عربی دارد، افعال هممعنی آن در این زبان ساختارهای مشابهی دارند.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این فعل به زبان فارسی، «پنهان کرد»، «در دل نهان داشت» یا «مخفی ساخت» است.
جمعبندی و توضیح کامل اضمر
واژه «اضمر» یک فعل ماضی از باب افعال و ریشه «ض م ر» است که مفهوم اصلی آن به پنهان کردن، کتمان کردن و نیت داشتن در باطن بازمیگردد. وقتی کسی فکر، نیت یا احساسی را در اعماق ذهن و قلب خود نگه میدارد و آن را از دیگران مخفی میکند، در واقع آن را اضمار کرده است. همخانوادههای مشهور این کلمه مانند «ضمیر» (به معنی درون و وجدان) و «مضمر» (به معنی پنهان و نهفته) نیز کاملاً با این مفهومِ باطنی گره خوردهاند.
این واژه اگرچه به صورت صریح در متن قرآن نیامده، اما در احادیث و متون ادبی کاربرد چشمگیری دارد؛ به ویژه در سخن مشهور امام علی (ع) در نهجالبلاغه که اشاره میکند هیچکس چیزی را در دل پنهان نمیکند (مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً) مگر اینکه در لغزشهای زبان و سیمای او آشکار شود. در اشعار و ادبیات کلاسیک فارسی نیز این کلمه به عنوان نمادی از رازهای درون، احساسات فروخورده و تقابل باطن با ظاهر به کار رفته است.