یعنی چه
این واژه در متون کهن و لغتنامهها دو معنای اصلی دارد: نخست در مفهوم واژهشناسی به معنای «بچه شتر» (شتربچه) است که هنوز شیر مادرش را میخورد. دوم، دگرگونشده یا صورتی محلی از واژه «اشترخار» یا همان گیاه «خارشتر» بیابانی است. همچنین نام چند روستا در ایران است.
تلفظ
تلفظ این واژه از ترکیب دو بخش «شُتُر» و «خوار» (خوانده میشود: خار) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه به عنوان پاسخ ۷ حرفی برای راهنماهایی مثل «بچه شتر» یا «نام دیگر خارشتر» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن، اگر منظور بچه شتر باشد از Camel calf و اگر منظور گیاه بیابانی خارشتر (Alhagi) باشد از Camel thorn استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به مفهوم شتربچه عبارت Deve yavrusu و برای گیاه خاردار بیابانی عبارت Deve dikeni به کار میرود.
به فارسی
واژههای مترادف و برگردانهای دقیق فارسی آن شامل شتربچه و اشترگیاه است. در متون کهن و ترجمههای قدیمی قرآن، از این واژه به عنوان معادل دقیق کلمات عربی «حُوار» و «فصیل» استفاده شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک، شترخوار در معنای شتربچه نماد وابستگی شدید فرزند به مادر و مظلومیت است، چرا که کاملاً به شیر شتر ماده متکی است. در معنای گیاهی نیز نماد مقاومت، سختی و سازگاری با شرایط خشک و خشن بیابان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل شترخوار
واژه «شترخوار» یک اسم مرکب در زبان فارسی دری است که از ترکیب «شتر» و بن مضارع «خوار» (از مصدر خوردن و نوشیدن) ساخته شده است. این کلمه در طول تاریخ نگارش فارسی در دو قلمرو معنایی کاملاً متفاوت به کار رفته است؛ در ادبیات داستانی، تفاسیر کهن و لغتنامههای سنتی، این واژه دقیقاً معادل «شتربچه» یا شتری است که هنوز از شیر مادر تغذیه میکند. این مفهوم در ترجمه متون داستانی نظیر ماجرای ناقه صالح کاربرد داشته است.
از سوی دیگر، در اصطلاحات بومشناسی و عامیانه، شترخوار شکل تغییریافته یا محلی واژه «اشترخار» است که امروزه ما آن را با نام «خارشتر» میشناسیم؛ گیاهی سخت و خاردار که در مناطق کویری میروید و خوراک اصلی شترهاست. علاوه بر این جنبههای لغوی، شترخوار نام جغرافیایی چند روستا و منطقه در استانهای البرز و تهران نیز میباشد که هویت تاریخی این واژه را در بستر جغرافیایی ایران حفظ کرده است.