یعنی چه
اصطلاحی تخصصی در علم اصول فقه است که به بررسی یک نزاع معناشناختی میپردازد؛ اینکه الفاظ عبادات و معاملات (مانند نماز، روزه و بیع) آیا فقط برای اعمال صحیح و کامل (تامالاجزاء و الشرایط) وضع شدهاند (قول صحیحی) یا برای معنای عامتری که شامل اعمال ناقص و باطل هم میشود (قول اعمی).
تلفظ
این ترکیب به صورت «صَحیح وَ اَعمّ» (Ṣaḥīḥ wa Aʿam) تلفظ میشود که هر دو واژه ریشه در زبان عربی دارند و اعم دارای تشدید بر روی حرف میم است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول که بر اساس تعداد حروف (۸ حرف بدون احتساب فاصلهها) تنظیم شده است.
به انگلیسی
در متون تخصصی غربی معادل تککلمهای ندارد و به صورت توصیفی یا با استفاده از اصطلاح لاتیننویسی شده فقهی ترجمه میشود.
به عربی
این اصطلاح کاملاً عربی است و در پایگاه زبانشناختی فقه و اصول اسلامی به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
برگردان دقیق مفهومی آن به فارسی، «نزاع پیرامون دلالت الفاظ بر عمل درست یا فراگیر (درست و نادرست)» است که به محدوده شمول واژگان شرعی اشاره دارد.
در قرآن
این ترکیب عبارتی به عنوان یک اصطلاح اصولی در متن قرآن مجید وجود ندارد، اما ثمره و نتیجه این بحث کلامی-اصولی مستقیماً در تفسیر آیات احکام (مانند آیه أقیموا الصلاة) و تعیین مراد الهی از تکالیف کاربرد دارد.
نماد چیست
این بحث در علم اصول نمادی از اختلافنظر بنیادی در روشهای استنباط است؛ تقابل نگاه محدود و کیفی (صحیحی) در برابر نگاه گسترده و ماهوی (اعمی) به تکالیف الهی.
جمعبندی و توضیح کامل صحیح و اعم
اصطلاح «صحیح و اعم» یکی از مباحث پایهای و بنیادین در علم اصول فقه است که به بررسی وضع و دلالت الفاظ عبادات و معاملات میپردازد. محور اصلی این بحث این است که وقتی شارع مقدس کلمهای مانند «نماز» یا «حج» را به کار میبرد، آیا مقصود او فقط آن عمل کاملی است که تمام اجزا و شرایط شرعی را داشته و اثر فقهی بر آن مترتب است، یا اینکه لفظ برای ماهیت عام آن وضع شده، به طوری که حتی به عمل ناقص و فاسد نیز در عرف اصطلاحاً همان نام اطلاق میشود.
دانشمندان اصولی در این زمینه به دو گروه عمده تقسیم میشوند؛ «صحیحیها» که معتقدند الفاظ شرعی فقط بر اعمال تام و صحیح وضع شدهاند و اگر عمل ناقص باشد اصلاً مصداق آن لفظ نیست، و «اعمیها» که دایره معنایی را گستردهتر دانسته و الفاظ را شامل هر دو حالت صحیح و باطل میدانند. ثمره این نزاع علمی در نحوه تمسک به اطلاق کلام شارع هنگام شک در جزئیات یا شرایط یک تکلیف شرعی آشکار میشود.