معنی
واژه ثلمه در اصل به معنای بریدگی، شکاف یا لبپریدگی در لبه ظروف، دیوار یا شمشیر است. این کلمه در زبان فارسی به صورت مجازی برای اشاره به هرگونه آسیب، ضعف، نقص و خلل در یک ساختار، جامعه یا باور نیز به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگویند در چیزی ثلمه ایجاد شده، یعنی یکپارچگی آن از بین رفته و دچار رخنه یا صدمه شده است؛ به طوری که جای خالی آن نقص کاملاً احساس میشود.
مترادف
این کلمات همگی مفاهیمی نزدیک به ایجاد بریدگی، سوراخ یا صدمه در یک شیء یا ساختار را میرسانند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی عموماً با ضمه حرف اول (ثُلمه) تلفظ میشود، هرچند در اصل ریشه عربی آن با فتح اول (ثَلمه) نیز کاربرد دارد.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، واژه «ثلمه» معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'رخنه'، 'شکاف دیوار' یا 'آسیب و نقصان' به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن، واژههای فوق دقیقترین برگردانهای انگلیسی برای رساندن مفهوم ثلمه (هم مادی و هم مجازی) هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل و دقیق فارسی برای این واژه عربیالاصل، کلماتی مانند رخنه، شکاف، لبپریدگی و آسیب هستند.
نماد چیست
در ادبیات، تاریخ و متون دینی، ثلمه نماد از دست رفتن یک رکن اساسی است؛ مانند حدیث مشهور نبوی که مرگ یک عالم دینی را ثلمهای (شکاف و صدمهای) بر پیکره اسلام میداند که هیچ چیز جای آن را پر نمیکند.
جمعبندی و توضیح کامل ثلمه
واژه «ثلمه» ریشهای عربی دارد و از فعل «ثَلَمَ» به معنی شکستن کناره یا لبه چیزی گرفته شده است. این کلمه در معنای مادی خود به هرگونه رخنه، لبپریدگی ظرف، ترک دیوار یا شکاف در دژ و حصار اشاره دارد. ورود این واژه به زبان فارسی، بستر کاربردهای مجازی و کنایی فراوانی را برای آن فراهم کرده است.
در مفهوم انتزاعی و ادبی، ثلمه به معنای آسیب، خلل، نقصان و صدمه به یکپارچگی یک جامعه، دین، ایمان یا آبرو است. این واژه زمانی به کار میرود که یک جایگزینی صدمهدیده یا فقدانی بزرگ رخ داده باشد، به طوری که انسجام و استحکام اولیه آن ساختار دچار ضعف و سستی شود.
اگرچه این واژه مستقیماً در متن قرآن کریم نیامده، اما حضور پررنگی در احادیث، نهجالبلاغه و متون کهن نثر فارسی دارد و همواره برای توصیف خسارتهای سنگین و جبرانناپذیر معنوی یا ساختاری به کار رفته است.