یعنی چه
«غوغا شکستن» در لغت به معنای از میان بردن شلوغی، داد و فریاد، و از بین بردن قدرتِ آشوب است. این اصطلاح کنایه از پایان دادن به جنجال، سرکوب فتنه یا فرو نشاندن هیاهوی برخاسته از ازدحام جمعیت است و معمولاً به اقدامات تدبیرآمیز یا مقتدرانه اشاره دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون «غوغا شکستن» با تعداد ۹ حرف، یا عبارات معادل آن مانند «فتنه نشاندن» و «شورش خواباندن» به عنوان پاسخ طراحان جدول برای راهنمای «فرونشاندن آشوب و هیاهو» به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم فرو نشاندن هیاهو و آشوب، از اصطلاحات فعلی مانند to quell a riot یا to suppress a disturbance استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح إخماد الفتنة دقیقترین معادل معنایی کنایهای و تسکین الغوغاء دقیقترین معادل لفظی برای این عبارت است.
به فارسی
واژه غوغا در فارسی کهن به معنی هیاهو، داد و فریاد و ازدحام است. ترکیب آن با مصدر شکستن (به مجاز یعنی درهمکوفتن و از میان بردن) اصطلاحی ادبی ایجاد میکند که مترادف با خواباندن غائله و برقراری نظم است.
در قرآن
عبارت ترکیبى «غوغا شکستن» یک اصطلاح کنایی کاملاً فارسی و دیوانی/شاعرانه است که در متن قرآن وجود ندارد؛ از این رو کاربرد قرآنی مستقیم آن نامشخص است، هرچند مفاهیمی چون خاموش کردن آتش فتنه یا اصلاح میان مردم با آن قرابت معنایی دارند.
نماد چیست
این عبارت به عنوان یک نماد تصویری سنتی در آیینها ثبت نشده است، اما در ادبیات کلاسیک کنایه و نمادی است از قدرت، نظم، و حاکمیت مقتدر یا قهرمانی که صلح را پس از یک دوره بلوا و اعتراض حکمفرما میکند.
جمعبندی و توضیح کامل غوغا شکستن
اصطلاح مرکب «غوغا شکستن» یک ترکیب کنایی و ادبی در زبان فارسی است که از دو جزء «غوغا» (به معنی هیاهو، داد و فریاد و ازدحام جمعیت) و «شکستن» (در معنای مجازیِ درهمکوفتن و از بین بردن) تشکیل شده است. این عبارت در متون کهن و ادبیات دیوانی به معنای فرونشاندن آشوب، خاموش کردن فتنه، سرکوب شورش و بازگرداندن آرامش به یک محیط متشنج و پر سر و صدا به کار میرفته است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، صفت «غوغاشکن» معمولاً در ستایش پادشاهان، حاکمان یا ممدوحان مقتدر و با تدبیر استفاده میشده تا توانایی آنها را در کنترل تودهها، مهار بلواها و برقرار ساختن نظم و امنیت در جامعه نشان دهد. سوزنی سمرقندی نیز در اشعار خود از این ترکیب برای نشان دادن اقتدار حاکم بهره برده است.
این واژه امروزه بیشتر بار ادبی و تاریخی دارد و در گفتگوهای روزمره کمتر شنیده میشود؛ با این حال، به دلیل ساختار دقیق ۹ حرفی و معنای واضح کنایهایاش، یکی از عبارات محبوب طراحان جدولهای کلمات متقاطع و معماهای زبانی برای به چالش کشیدن اطلاعات ادبی مخاطبان به شمار میرود.