یعنی چه
عبارت کنایی «دست ستونِ زنخ بودن» (یا دست به زیر زنخ ستون کردن) تصویر دقیقِ تکیه دادن چانه بر دست یا آرنج را نشان میدهد؛ حالتی که فرد در اثر غرق شدن در اندیشه، غم، تحیر یا ناتوانی به خود میگیرد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورتِ «دَست سُتونِ زَنَخ بودَن» است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول خودِ «دست ستون زنخ بودن» با ۱۴ حرف است. همچنین واژه «اشتجار» به عنوان مصدر عربی این حالت کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای توصیف حالت فیزیکی از ترکیب کلمات و برای توصیف حالت روحی از واژگان مربوط به ژرفاندیشی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه اشتجار و مشتجر دقیقاً برگردان مفهومی این حالت کنایی هستند.
به فارسی
مترادفهای واژگانی و کنایی آن در زبان فارسی شامل اندیشیدن عمیق، متفکر شدن، ماتمزده بودن، سر به گریبان فرو بردن و زانوی غم در بغل گرفتن است.
نماد چیست
این حالت فیزیکی در ادبیات و نگارگری سنتی ایران، نمادِ بارزِ تفکر عمیق، حیرت، تمرکز ذهنی و در مواردی نشاندهنده غمگینی و بیچارگی فرد است.
جمعبندی و توضیح کامل دست ستون زنخ بودن
عبارت کنایی «دست ستونِ زنخ بودن» یکی از ترکیبات اصیل و مصور زبان فارسی است که از سه واژه کاملاً پارسی «دست»، «ستون» و «زنخ» (به معنی چانه) تشکیل شده است. این اصطلاح با قدمتی دیرینه در شعر کلاسیک فارسی از شاهنامه فردوسی تا آثار شعرای دوره قاجار، برای به تصویر کشیدن فیزیکیِ حالتِ ژرفاندیشی، تحیر یا اندوه عمیق به کار رفته است.
در این تصویرسازی استعاری، آرنج و دست انسان مانند ستونی عمل میکنند که سنگینی سر و چانه را به هنگام تمرکز شدید ذهنی یا غم بزرگ تحمل میکند. واژه زنخ در ریشه پهلوی و اوستایی خود به معنی فک و چانه بوده و معادل دقیق این حالت فیزیکی در زبان عربی «اشتجار» نام دارد.