یعنی چه
«تاب» به معنای توان، طاقت و تحمل است و «مستوری» به معنای پوشیدگی و پنهان بودن. در مجموع این ترکیب به معنی «تواناییِ پوشیده ماندن» است که در ادبیات عرفانی و عاشقانه، معمولاً به صورت منفی («تاب مستوری نداشتن») به کار میرود؛ یعنی زیبایی، حقیقت یا معشوق، طاقت و ظرفیت پنهان ماندن را ندارد و ذاتاً تمایل به جلوهگری و آشکار شدن دارد.
تلفظ
این ترکیب به صورت اضافهٔ بیانی و با کسرۀ اضافه در انتهای واژۀ اول تلفظ میشود: [tāb-e mastūrī]
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۹ حرف بدون احتساب فاصله) خودِ «تاب مستوری» یا معادلهای لغوی آن است.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم لغوی از اصطلاح ظرفیت پوشیدگی و برای اصطلاح ادبی آن از ناتوانی در پنهان ماندن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم ترکیبی، از واژههای متناظر با طاقت (طاقه، تحمل) و مستوری (استتار، خفاء، ستر) استفاده میشود.
به فارسی
برگردان خالص فارسی این ترکیب به صورت واژههای هممعنی شامل «توانِ پردهنشینی»، «طاقتِ غیبت» و «بیقراری برای جلوهگری» است. واژۀ «تاب» ریشهای کاملاً فارسی از مصدر تافتن دارد، اما «مستوری» از ریشۀ عربی س-ت-ر وارد فارسی شده است.
در قرآن
عبارت ترکیبی و شاعرانۀ «تاب مستوری» به این شکل در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشۀ کلمۀ مستوری (س-ت-ر) در قالب کلماتی چون «مستوراً» در آیه ۴۵ سوره اسراء (...حِجَابًا مَسْتُورًا) به معنی پوشیده و پنهان به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و غنایی، این عبارت نماد تجلی ناگزیر خداوند و زیبایی مطلق است. در تفکر عرفانی (مانند مکتب ابنعربی)، حقیقت و جمال الهی نمیتواند در پرده بماند و جهان آفرینش، آینهای است که این زیبایی بهدلیل نداشتنِ «تاب مستوری» در آن آشکار شده است. تضاد اصلی این نماد، تقابل میان مستوری (پنهانی) و ظهور (آشکارشدن) است.
جمعبندی و توضیح کامل تاب مستوری
عبارت «تاب مستوری» یک ترکیب اضافۀ بیانی و اصطلاحِ مشهور ادبی در زبان فارسی است که از دو بخش «تاب» (به معنی توان و طاقت) و «مستوری» (به معنی پوشیدگی و پنهان بودن) تشکیل شده است. این اصطلاح بیش از هر چیز با بیت معروف عبدالرحمان جامی در منظومهٔ یوسف و زلیخا («نکو رو تاب مستوری ندارد / ببندی در، ز روزن سر برآرد») و اشعار عرفانی صوفیه شناخته میشود.
از نظر معناشناسی و مفهوم عرفانی، این ترکیب کنایه از این حقیقت است که زیبایی، کمال و جمال مطلق (چه در ساحت انسانی و چه در ساحت الهی) ذاتاً گرایش به خودنمایی، تجلی و آشکار شدن دارد و نمیتواند برای همیشه در پشت پرده و حجاب باقی بماند. به عبارتی، فوران عشق و حسن، حجابها را پاره کرده و خود را نمایان میسازد.