یعنی چه
این عبارت در اصل از دو کلمه قرآنی «صُمٌّ» (کرها) و «بُکْمٌ» (لالها) گرفته شده است. در اصطلاح و گفتار عامیانه، به حالت کسی اشاره دارد که در برابر یک موقعیت، سخن یا حقیقت، کاملاً سکوت کرده، لامتاکام حرف نمیزند و خود را به نشنیدن میزند.
تلفظ
تلفظ صحیح قرآنی و عربی آن به صورت «صُمُّن بُکْمُن» (با تنوین رفع) است، اما در اصطلاح عامیانه و ادبیات فارسی معمولاً به صورت «صُمّ و بُکْم» یا «صم بکحم» تلفظ و خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق این کلمه در جدول با توجه به تعداد حروف (۶ حرف)، خودِ عبارت «صم بکحم» است. معانی متناظر آن در پرسشهای جدول معمولاً «کر و لال» یا «ساکت و بیصدا» میباشد.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی قرآن و متون ادبی، این تعبیر مجازاً برای افرادی که از نظر معنوی دچار ناآگاهی و عدم درک هستند (spiritually unaware) نیز استفاده میشود.
به عربی
ریشه این کلمات عربی است؛ «صُم» جمع «أصم» (ناشنوا) از ریشه (ص م م) و «بُکم» جمع «أبکم» (گنگ) از ریشه (ب ک م) است.
به فارسی
برگردان دقیق و واژهبهواژه این عبارت به فارسی «کر و لال» است. در کاربردهای کنایی ادبیات فارسی، معادلهای دیگری چون «خاموش»، «ساکت محض» و «لامتاکام ناگویا» برای آن آورده میشود.
در قرآن
این ترکیب دو بار در سوره بقره به همراه واژه «عُمْیٌ» (کوران) آمده است. آیه ۱۸ درباره منافقان («صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ»؛ آنها کر، لال و کورند و بازنمیگردند) و آیه ۱۷۱ درباره کافران است که عقل خود را به کار نمیبندند.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات و فرهنگ اسلامی نماد انسانهایی است که با وجود داشتن ابزارهای شناخت (گوش برای شنیدن و زبان برای گفتن حق)، به دلیل لجبازی و تعصب، ارتباط خود را با حقیقت قطع کردهاند و هیچ واکنشی نشان نمیدهند.
جمعبندی و توضیح کامل صم بکحم
عبارت «صم بکحم» که در اصل شکل عامیانه و ادغامشده تعبیر قرآنی «صُمٌّ بُکْمٌ» است، به لحاظ لغوی به معنای «کر و لال» یا همان ناشنوا و گنگ است. این ترکیب واژگانی در ریشه عربی خود از جمع دو صفت «أصم» و «أبکم» پدید آمده و در کتاب آسمانی مسلمانان، توصیفی استعاری برای کسانی است که گوش شنوا برای پذیرش حق ندارند، زبانشان به بیان حقیقت نمیچرخد و چشم دلشان کور است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این اصطلاح دچار دگرگونی کاربردی شده و امروزه وقتی میگویند کسی «صم بکحم» نشسته است، لزوماً به معنای کفر یا نقص جسمی او نیست؛ بلکه کنایه از سکوت مطلق، بیتفاوتی، لامتاکام حرف نزدن یا واکنش نشان ندادن در برابر سخنان دیگران است. این واژه به خوبی نشان میدهد که چطور یک تعبیر کنایی و اخلاقی از متن قرآن وارد ضربالمثلها و زبان روزمره مردم شده است.