یعنی چه
واژهٔ مُنهَک در زبان فارسی به عنوان صفت برای اشاره به فرد یا چیزی به کار میرود که به دلیل کار طاقتفرسا، بیماری طولانیمدت یا فشارهای شدید روحی و جسمی، تمام توان و رمق خود را از دست داده و کاملاً تحلیل رفته است.
تلفظ
این واژه به صورت مُنْهَک (تلفظ حروف: مئم مضموم، نون ساکن، هاء مفتوح، کاف ساکن) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «منهک» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «بسیار خسته»، «فرسوده و ناتوان» یا «لاغر و نحیف بر اثر بیماری» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال حس فرسودگی شدید و از دست رفتن کامل انرژی در زبان انگلیسی، واژههای exhausted و worn out بهترین معادلها هستند.
به عربی
در زبان عربی معاصر، هرچند واژهٔ «مُنهَک» و «مَنهوک» دقیقاً به همین معنی به کار میروند، اما استفاده از واژهٔ «مُرهَق» برای بیان خستگی و فرسودگی شدید رایجتر است.
به فارسی
در زبان فارسی سره و روان میتوان از واژههایی چون «فرسوده»، «بیرمق»، «ازپاافتاده»، «کوفته» و «رنجور» به عنوان جایگزینهای دقیق این کلمه استفاده کرد.
در قرآن
واژهٔ «منهک» یا مشتقات ریشهٔ ثلاثی مجرد «نهک» در متن کتاب قرآن وجود ندارند، هرچند این ریشه در عربی کلاسیک و متون تفسیری و لغوی کهن کاربرد فراوان دارد.
نماد چیست
در ادبیات و متون اجتماعی، «منهک» به عنوان استعاره و نمادی از انسانِ مغلوبِ شرایط، جامعهٔ خسته از بحرانهای پیاپی، یا روحی تحلیلرفته در مسیر عشق و رنجهای جانکاه زندگی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل منهک
واژهٔ «مُنهَک» یک صفت مفعولی مشتق از ریشهٔ عربی «ن هـ ک» است که ورود آن به زبان فارسی، باری معنایی عمیقتر از یک خستگی ساده را به همراه داشته است. این کلمه به طور دقیق به وضعیت فرد یا ساختاری اشاره دارد که بر اثر کار مداوم، بیماری ناتوانکننده یا فشارهای مستمر روحی، تمام رمق، توان و انرژی خود را از دست داده و به مرحلهٔ فرسودگی کامل رسیده است.
در کاربردهای روزمره و ادبی، این واژه هم در توصیف ضعف و نحافت جسمانی (مانند بیماری که بدنش تحلیل رفته) و هم در توصیف خستگیهای عمیق روانی و اجتماعی کاربرد دارد. شناخت مترادفهای فارسی آن مانند «بیرمق» و «ازپاافتاده» به درک بهتر جایگاه این واژه در متون کمک میکند.