یعنی چه
واژه صما (که در اصل عربی صماء نوشته میشود) صفت است و به معنای هر چیز سخت، صلب، فشرده و نفوذناپذیری است که منفذی ندارد؛ مانند سنگ خارا. همچنین در لغت به عنوان مؤنث «اصم»، به معنی زن کر و ناشنوا نیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت «صَما» (ṣamā) تلفظ میشود و تلفظ اصلی و عربی آن با تشدید میم و همزه پایانی به صورت «صَمّاء» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه سه حرفی «صما» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «سنگ سخت»، «صخره محکم»، «نفوذناپذیر» یا «مؤنث اصم» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، معادلهای انگلیسی آن برای اشیاء شامل Solid و Hard، برای صخره و انسداد Impermeable، و برای انسان واژه Deaf است.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه شامل عباراتی چون سخت، محکم، صلب، استوار، نفوذناپذیر، سنگ خارا و در بعد انسانی، «کر» یا «ناشنوا» است.
در قرآن
عین واژه «صما» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مشتقات همخانواده آن از ریشه «ص م م» مانند «صُمٌّ» (جمع اصم به معنی کران) در آیاتی نظیر «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ» (بقره/۱۸) به عنوان استعاره از کسانی که گوش حقیقتشنو ندارند، بارها به کار رفته است.
نماد چیست
این واژه در ادبیات فارسی نماد استحکام شدید، نفوذناپذیری و سرسختی طبیعت یا دل است. ترکیب مشهور «صخره صما» استعاره از سنگ بسیار سخت و دلی است که هیچ پند و احساسی در آن اثر نمیکند.
جمعبندی و توضیح کامل صما
واژه «صما» (یا صماء) یک صفت با ریشه عربی (ص م م) است که به زبان فارسی وارد شده و بیشتر در متون ادبی و لغوی به چشم میخورد. معنای بنیادین این کلمه به بسته بودن، فشرده بودن و سختی بازمیگردد؛ به همین دلیل وقتی برای سنگ و صخره به کار میرود، نشاندهنده چنان درجهای از استحکام و بیمنفذی است که گویی هیچ چیز توان نفوذ در آن را ندارد. در کاربرد انسانی نیز به معنای زن ناشنوا یا کری است که گوش او به روی صداها بسته شده است.
در ادبیات فارسی، این واژه بیش از هر چیز در ترکیب تفضیلی و وصفی «صخره صما» نمود پیدا کرده است که نمادی از صلابت، سرسختی مفرط و بیاحساسی است. نکته حائز اهمیت در راستآزمایی این واژه، تمایز کامل املایی و معنایی آن با واژه «سماء» (به معنی آسمان) است که نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.