یعنی چه
«خس و خارنما» به معنی کسی یا چیزی است که ظاهر و جلوهای مانند خار و خاشاکِ بیارزش دارد. در ادبیات فارسی این واژه به عنوان صفت فاعلی مرکب به کار میرود و کنایه از کسی است که با وجود داشتن ارزش درونی و اصالت، خود را ناچیز، بیمقدار و متواضع نشان میدهد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه ترکیبی به صورت «خَس وُ خارْنما» است که از سه جزء خَس (خاشاک)، خار و نَما (پسوند فاعلی از مصدر نمودن) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عنوان در جدول کلمات متقاطع «خس و خارنما» است که دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم این ترکیب از عبارات توصیفی مربوط به ظاهر خار و پوشال استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی این واژه به صورت عباراتی که نشاندهنده ظاهر شبیه به خار و خاشاک هستند ترجمه میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات هممعنی فارسی برای این واژه شامل کلماتی چون خارنما، خاشاکگونه، بیارزشنما و متواضعمنظر است که گویای ظاهر ساده و بیادعای فرد یا شیء است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و عاشقانه پارسی، این واژه نماد ملامتکشی و تواضع مفرط است؛ یعنی شخصی که در باطن مانند «گل» باوفا و ارزشمند است، اما برای دوری از کبر و غرور، خود را در چشم دیگران مانند «خس و خار» بیمقدار جلوه میدهد. شبیه به شعر خاقانی که میگوید: «گلی از باغ وفا آمدهای / خود خس و خارنما آمدهای».
جمعبندی و توضیح کامل خس و خارنما
واژه «خس و خارنما» یک ترکیب صفت فاعلی مرخم و اصیل در زبان فارسی است که از سه بخش «خس»، «خار» و پسوند «نما» ساخته شده است. این کلمه در معنای لغوی به هر چیزی که ظاهری شبیه به خار و خاشاک و علفهای بیارزش داشته باشد اشاره دارد و تصویری از آشفتگی یا بیمقداری ظاهری را به ذهن متبادر میکند.
با این حال، جایگاه اصلی این واژه در ادبیات منظوم و عرفانی ایران است، جایی که شاعران بزرگ مانند خاقانی از آن به عنوان یک کنایه و استعاره زیبا بهره بردهاند. در این بستر، خس و خارنما بودن نشانه افتادگی، شکستهنفسی و ملامتکشی عارف یا عاشق است؛ فردی که وجودش لبریز از کمال و اصالت (مانند گل) است ولی عمداً خود را ناچیز و بیارزش جلوه میدهد تا از گزند خودبینی و قضاوت خلق در امان بماند.