یعنی چه
ذوالقرنین در لغت از دو بخش «ذو» (صاحب یا دارنده) و «قرنین» (تثنیه قَرن به معنای شاخ، عصر یا گوشه جهان) تشکیل شده است؛ بنابراین یعنی دارنده دو شاخ یا فرمانروای شرق و غرب.
ریشه
این واژه ساختاری عربی دارد. ریشه اصلی آن «قرن» است که در حالت تثنیه به «قرنین» تبدیل شده و با مضاف شدن به «ذو»، ترکیب ذوالقرنین را ساخته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه در زبان فارسی به صورت ذُلقَرنَین یا ذوُالْقَرْنَیْن است که حرف الف و لام آن ادغام شده و خوانده نمیشود.
به انگلیسی
در منابع انگلیسی و ترجمههای بینالمللی، این نام اغلب به صورت Dhul-Qarnayn ترانویسی میشود و گاهی به مفهوم لغوی آن یعنی The Two-Horned One اشاره میگردد.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی است و در متن قرآن کریم نیز به همین صورتِ «ذو القرنين» به کار رفته است.
در قرآن
نام ذوالقرنین ۳ بار در قرآن و در سوره کهف (آیات ۸۳ تا ۱۰۱) آمده است. او به عنوان حاکمی مومن، مقتدر و دادگر توصیف شده که به شرق و غرب سفر کرد و سدی محکم از آهن و مس برای حفاظت از مردم در برابر یأجوج و مأجوج ساخت.
نماد چیست
ذوالقرنین نماد آرمانی یک پادشاه قدرتمند اما دادگر و متواضع است که از ثروت جهان برای خدمت به مظلومان استفاده میکند. همچنین در نمادهای باستانشناسی، کلاهخود یا تاج دوشاخ او به شخصیتهایی چون کوروش هخامنشی یا اسکندر مقدونی نسبت داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ذوالقرنین
«ذوالقرنین» واژهای عربی به معنای تحتاللفظی «صاحب دو شاخ» یا «دارنده دو عصر و دو سمت جهان» است. این نام در قرآن کریم (سوره کهف) برای توصیف پادشاهی مومن، صالح و جهانگرد آمده است که با قدرت الهی خود به شرق و غرب عالم سفر کرد و با ساختن سدی عظیم، قومی مستضعف را از فتنه یأجوج و مأجوج نجات داد.
در میان مفسران و مورخان درباره هویت تاریخی او اختلافنظر وجود دارد؛ برخی او را اسکندر مقدونی دانسته و برخی دیگر مانند علامه طباطبایی با استناد به شواهد تاریخی و سنگنگاره پاسارگاد، او را کوروش بزرگ، پادشاه هخامنشی میدانند. در هر صورت، او در ادبیات دینی و نمادین، مظهر کامل عدل، اقتدار، و حکومت الهی بر زمین است.