یعنی چه
واژه النسل در لغت به معنای فرزندان، نژاد، دودمان و تبار است. در اصلِ لغت عرب، این کلمه از ریشه «نَسْل» به معنی جدا شدن و خارج شدن تدریجی (مانند ریختن پر یا پشم) گرفته شده و از آنجا که فرزند نیز از پدر و مادر خود جدا شده و پا به جهان میگذارد، به این نام خوانده میشود.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی با حرف تعریف خوانده میشود و به دلیل شمسی بودن حرف «ن»، حرف لام خوانده نشده و نون مشدد میگردد: اَلنَّسْل (An-Nasl).
در جدول
کلمه «النسل» در مسابقات جدولی به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای مفاهیمی چون فرزندان، تبار، دودمان و ذریه به کار میرود.
به انگلیسی
برای برگردان این واژه به زبان انگلیسی بسته به سیاق متن میتوان از کلماتی که به تبار، فرزندان یا نسلهای بعدی اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
مترادفهای عربی این واژه شامل الذریه و السلاله هستند که همگی به مفهوم جانشینی و فرزندان یک نسل اشاره میکنند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی واژه النسل شامل فرزند، تبار، دودمان، نژاد، و اولاد است که در متون کهن فارسی و مذهبی نیز با همین شکل عربی کاربرد داشته است.
در قرآن
این کلمه دقیقاً با همین ظاهر در آیه ۲۰۵ سوره مبارکه بقره به کار رفته است، جایی که از نابودی کشتزارها و نسلها (انسانها یا دامها) توسط مفسدان سخن میگوید. همچنین مشتقات دیگر آن مانند فعل «یَنسِلون» (با سرعت خارج شدن) در آیات دیگر قرآن آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل النسل
واژه «النسل» یک کلمه اصیل عربی از ریشه (ن-س-ل) است که با حرف تعریف «ال» به زبان فارسی وارد شده است. مفهوم اولیه و لغوی این ریشه به بیرون آمدن و جدا شدن تدریجی اشاره دارد و به همین مناسبت، به فرزندان و نوادگانی که از صلب پدران و رحم مادران جدا میشوند، نسل گفته میشود. این واژه نمادی از تداوم حیات انسان و پایداری خانواده و جامعه است.
در فرهنگ اسلامی و متون فقهی و قرآنی، حفظ نسل یکی از اهداف اساسی و مقاصد پنجگانه شریعت به شمار میرود. به همین دلیل این واژه در ترکیبهای مدرنتر مانند «تحدید النسل» (به معنی کنترل جمعیت) نیز کاربرد گستردهای پیدا کرده است. در متون کهن فارسی و کتابهای مذهبی، این واژه مترادف با دودمان، تبار و ذریه استعمال میشود.