یعنی چه
واژه «اعلاق» مصدری عربی از ریشه «ع-ل-ق» است که در لغت به معانی گوناگونی همچون آویزان کردن، درگیر کردن، چنگ انداختن و به دام انداختن شکار میآید. در اصطلاحات فقهی و حقوقی نیز به معنای آزاد کردن مشروط یا معلق ساختن وضعیت مالکیت بنده به کار میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت مکسور در حرف اول (اِ) و سکون در حرف دوم یعنی «اِعْلاق» تلفظ میشود که مصدر باب افعال است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه «اعلاق» به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای مفاهیمی چون آویختن، دلبستگی یا گرفتار کردن کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، معادلهای انگلیسی آن مفاهیم اتصال، آویزان کردن یا شکار کردن را پوشش میدهند.
به عربی
این واژه خود ریشه خالص عربی دارد و در این زبان با کلماتی چون تعلیق و حبس همپوشانی معنایی دارد.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه با توجه به کاربرد تاریخی آن شامل آویزش، آویختن، چنگ زدن، دلبستگی شدید و گرفتار کردن در بند است.
در قرآن
عین واژه «اعلاق» در متن قرآن مجید به کار نرفته است؛ اما ریشه ثلاثی آن یعنی «ع-ل-ق» در قالبهای دیگری مانند «عَلَق» (خون بسته/آویخته در سوره علق) و «مُعَلَّقَة» (زن بلاتکلیف و آویزان در سوره نساء آیه ۱۲۹) آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل اعلاق
واژه «اعلاق» یک مصدر کهن عربی از ریشه «علق» است که گرچه در زبان فارسی امروز کاربرد روزمره و پرشماری ندارد، اما در متون کلاسیک ادبی و فقهی جایگاه ویژهای دارد. معنای لغوی آن گرد محور مفاهیمی چون آویختن، دلبستگی شدید، چنگ انداختن و گرفتار کردن میچرخد.
این کلمه همخانواده واژگان آشنایی چون علاقه، تعلق، معلق و تعلیق است و در حوزه فقه به نوعی معلق کردن یا بلاتکلیف ساختن وضعیت رهایی اشاره دارد. در کل، این واژه نشاندهنده حالتِ بین زمین و آسمان ماندن یا وابستگی شدید به چیزی است.