یعنی چه
حالت یا شیوه بیانی که در آن معنا، مفهوم یا تصویر از وضوح و شفافیت کافی برخوردار نیست و میتواند زمینهساز برداشتها یا تفسیرهای متعدد و گوناگون شود.
تلفظ
این عبارت از سه بخش تشکیل شده است: حرف اضافه «بِ» (be)، واژه «طَور» (towr) با سکون روی واو، و کلمه «مُبْهَم» (mubham) با ضمه ميم و سکون باء.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند گنگ، ناواضح، تاریک و نامعلوم به عنوان پاسخهای جایگزین برای این مفهوم شناخته میشوند.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم قیدی در زبان انگلیسی بیشتر از واژههای vaguely و ambiguously استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی جزء دوم این عبارت (مبهم) عربی است و در زبان عربی معاصر نیز از ترکیبات مشابه برای این معنا استفاده میکنند.
به فارسی
برگردانها و جایگزینهای اصیل و رایج فارسی این عبارت شامل مواردی چون «بهطور ناواضح»، «سربسته»، «مبهمانه» و «چندپهلو» است.
جمعبندی و توضیح کامل به طور مبهم
عبارت قید مرکب «به طور مبهم» از ترکیب حرف اضافه فارسی و واژهای با ریشه عربی (مبهم، از ریشه ب-ه-م) ساخته شده است. این اصطلاح برای توصیف حالات، گفتارها یا تصاویری به کار میرود که فاقد صراحت و شفافیت لازم هستند؛ به طوری که مخاطب نمیتواند معنای دقیق یا مقصود نهایی آن را به درستی و بدون تردید درک کند.
در ادبیات، نشانهشناسی و مفاهیم استعاری، این واژه معمولاً با نمادهایی چون «مه»، «سایه»، «پرده» یا «آب گلآلود» همبستگی دارد که همگی مانع از دیدن حقیقت عریان و واضحِ یک پدیده میشوند. اگرچه خود این ترکیب قیدی در متن قرآن نیامده، اما ریشه سه حرفی آن در واژگانی مانند بهیمه به چشم میخورد که به نوعی با مفهوم گنگ بودن ارتباط دارد.