یعنی چه
این عبارت در لغت به معنی به حرکت تند درآوردن ستور و اسب است و در مفهوم کنایی و ادبی به معنای با سرعت به دنبال هدفی رفتن، تلاش بیوقفه کردن و یا دچار وهم و خیالپردازی شدن (مانند اسبِ نفس یا مرکبِ سودا دوانیدن) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی از ترکیب واژهٔ عربی مُرَکَّب (Morakkab) و مصدر فارسی دوانیدن (Davānidan) شکل گرفته است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمهٔ «مرکب دوانیدن» با ۱۱ حرف است. از واژههای مترادف مانند تاختن و تازاندن نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از افعالی استفاده میشود که به تاختن اسب یا راندن با حداکثر سرعت اشاره دارند.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی این عبارت شامل واژههایی چون تازاندن، تیز راندن، تکاور راندن و به تاخت بردن است که همگی مفهوم سرعت در حرکت سواره را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی، مرکب دوانیدن از یک سو نماد شتاب، قدرت، غلبه و عزم راسخ برای رسیدن به مقصود است؛ از سوی دیگر در مفهوم منفی، نماد پیروی از نفس سرکش و تاختن در مسیر خیالات خام و واهی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مرکب دوانیدن
عبارت «مرکب دوانیدن» یک مصدر مرکب کنایی و ادبی در زبان فارسی است. این ترکیب از واژهٔ عربی «مرکب» (به معنی اسب یا هر ستور سواری) و مصدر سببی فارسی «دوانیدن» (از ریشه دویدن) ساخته شده است. در لغتنامههای معتبر گرچه ممکن است به صورت یک مدخل کاملاً مستقل و جداگانه ثبت نشده باشد، اما معنای آن از تحلیل اجزا کاملاً آشکار است و به معنی وادار کردن اسب به دویدن سریع و به تاخت راندن سواری است.
در ادبیات کهن و متون عرفانی، این اصطلاح کاربردی وسیعتر و کنایی پیدا میکند. شاعران و نویسندگان از این تعبیر برای نشان دادن تلاشهای بیوقفه، شتاب در کارها و داشتن عزم راسخ استفاده کردهاند. همچنین در بستر اخلاق و عرفان، این عبارت مکرراً برای هشدار دربارهٔ تاختن اسبِ نفس و شهوت یا غرق شدن در خیالات واهی (مرکب سودا دوانیدن) به کار رفته است.