یعنی چه
این عبارت در معنای حقیقی به نوشیدن آب تا حد بینیازی کامل و نفوذ عمیق مایعات در خاک یا گیاه اشاره دارد. در مفهوم مجازی و کنایی، به معنای بهرهمندی وافر، اشباع شدن از یک بخشش یا معرفت و به کمال رسیدن در یک زمینه (مانند سیراب شدن از علم یا محبت) به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «سیراب» (sīr-āb) به معنی بینیاز از آب و فعل «گردیدن» (gar-dī-dan) در نقش فعل کمکی به معنای شدن، تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ متداول برای طراحان جدول در خصوص رفع تشنگی کامل یا اشباع شدن، واژه ۱۱ حرفی «سیراب گردیدن» یا شقوق کوتاهتر آن است.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، برای انسان از اصطلاح رفع عطش و برای طبیعت از اصطلاحات آبیاری کامل استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم روان و دقیق این واژه از ریشه «روی» و در باب افتعال (ارتواء) معنا پیدا میکند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل عباراتی چون سیراب شدن، نمدار شدن، آب خوردن و در متون کهن سیراب گشتن است که همگی بیانگر عبور از حالت خشکی و عطش هستند.
جمعبندی و توضیح کامل سیراب گردیدن
عبارت «سیراب گردیدن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی اصیل است که از ترکیب «سیر» (به معنی بینیاز) و «آب» همراه با فعل کمکی «گردیدن» (از ریشه باستانی wart- به معنی تحول یافتن و شدن) ساخته شده است. این واژه در لغتنامههای شاخصی چون دهخدا و معین به معنای نفوذ کامل آب در جان جاندار یا پیکرهٔ زمین و گیاه آمده است، به طوری که طراوت و حیات مجدد را به همراه داشته باشد.
در ادبیات عرفانی و کنایی فارسی، این اصطلاح فراتر از یک نیاز مادی رفته و نمادی از به کمال رسیدن، رفع عطش معنوی و اشباع شدن سالک از معرفت و محبت الهی است. اگرچه خود این عبارت به طور مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم همارز آن در افعالی چون «يَسْقِينِ» (سیرابم میکند) و «أَسْقَيْنَاكُمُوهُ» (شما را با آن سیراب ساختیم) به زیبایی تجلی یافته است.