یعنی چه
واژه «ضمایری» صفت نسبی حاصل از ترکیب «ضمایر» (جمع ضمیر) به همراه «ی» نسبت است. این کلمه در دو معنای عمده به کار میرود: نخست در دستور زبان به معنای هر چیزی که به ضمیرها و نقش جانشینی اسم مربوط باشد (مانند ساختهای ضمایری)؛ و دوم در ادبیات و عرفان به معنای آنچه به درون، باطن، وجدان و اندیشههای پنهان انسانها منسوب است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [ضَ مایِ ری] است که در آوانگاری بینالمللی به شکل /ḍamāyirī/ ثبت میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این کلمه در جدول ۶ حرف دارد. از جایگزینهای آن در جدولهای متقاطع میتوان به «ضمیری» یا «باطنی» اشاره کرد.
به انگلیسی
در بافت دستوری و زبانشناسی، معادل دقیق آن واژه Pronominal (یا pronomial) است. در مفاهیم ادبی و روحی معادلهای Inner یا Heartfelt برای آن مناسب است.
به عربی
در زبان عربی از واژه «ضمائريّ» برای اشاره به امور دستوری مربوط به ضمایر و از «باطنيّ» یا «متعلق بالضمير» برای امور دلی استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه شامل مواردی چون ضمیری، باطنی، درونی، وجدانی و پنهانی است. در متون آموزشی مدرن گاهی از اصطلاح «جانشینی» نیز برای اشاره به نقشهای ضمایری استفاده میشود.
نماد چیست
این کلمه به صورت مادی یا اسطورهای نماد خاصی نیست، اما در ادبیات فارسی و اصطلاحات استعاری، نمادی از «رازهای پنهان در دل»، «وجدان بیدار»، «حافظه درونی» و دنیای ناشناخته باطن انسان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ضمایری
واژه «ضمایری» یک صفت نسبی و ساخت ثانویه در زبان فارسی است که از واژه «ضمایر» (جمع مکسر ضمیر) مشتق شده است. این کلمه به عنوان یک لغت کاملاً مستقل و اصیل در فرهنگهای لغت قدیمی کمتر دیده میشود و بیشتر به عنوان یک صفت برای توصیف ویژگیهای وابسته به ضمیر کاربرد دارد. در ادبیات معیوب یا ساختارهای استاندارد امروزی، شکل «ضمیری» برای کاربردهای دستوری رایجتر و فصیحتر است.
از نظر معنایی، این واژه دو قلمرو متفاوت را پوشش میدهد؛ در قلمرو اول که مربوط به دستور زبان و زبانشناسی است، به هر سازه، نقش یا قاعدهای که با ضمیرها (کلماتی که جانشین اسم میشوند) ارتباط داشته باشد، ضمایری میگویند. در قلمرو دوم که بیشتر صبغه ادبی، عرفانی و روانشناختی دارد، به هر آنچه که به درون دل، نیات، باطن و وجدان انسانها بازمیگردد اشاره دارد، چرا که ریشه اصلی آن (ضامره/ضمر) در عربی به معنی پنهان کردن است.