یعنی چه
این واژه در زبان فارسی معیار بیشتر به عنوان ساختار فعلی (تو خمیدی) شناخته میشود. اگر آن را به عنوان اسم یا صفت بررسی کنیم، در لغتنامههای شاخص به صورت مستقل ثبت نشده و بیشتر شکلهای «خمیده» و «خمیدگی» رایج هستند. با این حال، به معنای دارای حالت انحنا و کجی نیز تعبیر میشود.
متضاد
واژههایی که مفهوم برعکسِ خم شدن، کج شدن و انحنا یافتن را در حالت فعلی و وصفی رسانند.
هم خانواده
تمامی این کلمات از ریشهٔ باستانی «خَم» به معنی کج شدن و انحنا داشتن مشتق شدهاند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ این واژه با فتح خ، کسر میم، و یای مجهول/کشیده در پایان صورت میگیرد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر به دنبال کلمهای ۵ حرفی بر اساس ریشه خمیدن یا حالت کجی باشید، خود واژه «خمیدی» پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در متن به صورت فعل دوم شخص به کار رود یا صفت، معادلهای انگلیسی آن تغییر میکند.
به فارسی
برگردان خالص معنایی این واژه در زبان فارسی به رفتارهایی چون خم شدن، تسلیم شدن یا کج شدن بدنه و اشیاء اشاره دارد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، ریشه و مفهوم این واژه (خم شدن) نمادی از سنگینی روزگار، فرتوت شدن و پیری (پشت خمیده)، فروتنی و تواضع در برابر حقیقت، یا تسلیم شدن در برابر سختیها است.
جمعبندی و توضیح کامل خمیدی
واژه «خمیدی» در زبان فارسی دو وجهه کاربری دارد؛ وجه نخست و استاندارد آن، ساختار فعلی در زمان ماضی ساده برای دوم شخص مفرد (تو خمیدی) از مصدر خمیدن است که به معنای کج شدن، دولا شدن یا انحنا یافتن تعبیر میشود. وجه دوم آن، یک صورت اشتقاقی غیراستاندارد یا محاورهای از صفاتی چون «خمیده» و «خمیدهای» است که در فرهنگهای لغت بزرگ به عنوان اسم یا صفت مستقل ثبت رسمی نشده است.
این کلمه کاملاً ریشه در زبانهای ایرانی باستان و پارسی میانه دارد و از ریشه «خم» میآید. در ساختارهای جدولی، واژهای ۵ حرفی محسوب میشود و در متون ادبی نیز مفهوم و ریشه آن همواره یادآور احوالی چون پیری، تواضع، اندوه یا تسلیم در برابر عظمت و سختیها است.