یعنی چه
در فرهنگ عامه و گویش تهرانی، بدوارث به مرده یا متوفایی گفته میشود که بازماندگانش به یاد او نیستند، برایش خیرات و فاتحه نمیفرستند، یا با دعوا بر سر ارث و میراث به او بیاحترامی میکنند. این اصطلاح معمولاً در کنار واژه «بیوارث» به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «بَدوارِث» است که از پیشوند نفی و سلبی فارسی «بَد» و اسم فاعل عربی «وارِث» تشکیل شده است.
به انگلیسی
این اصطلاح عامیانه معادل تککلمهای دقیق در زبان انگلیسی ندارد و باید به صورت توصیفی (به معنی کسی که وارثان ناسپاس یا بد دارد) بیان شود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهومی مشابه، از ترکیب «سیئ الورثه» به معنای کسی که بازماندگان و وارثان بدی دارد استفاده میشود.
به فارسی
از نظر ساختاری و معنایی در زبان فارسی میتوان معادلهایی چون «بدبازمانده»، «وارث نالایق» یا «فراموششده در میان درگذشتگان» را برای آن در نظر گرفت.
در قرآن
ترکیب عامیانه و فارسی «بدوارث» در قرآن وجود ندارد. اگرچه ریشه عربی «وارث» و مفاهیم مربوط به ارث و وراثت در آیات مختلف ذکر شدهاند، اما این واژه مرکب ساختهای جدیدتر در زبان فارسی است.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات کلاسیک، آیینها یا نشانهشناسی فرهنگی دارای نماد خاصی نیست و تنها به عنوان یک صفت توصیفی منفی برای اشاره به وضعیت ناگوار یک متوفی و بازماندگانش استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بدوارث
واژه «بدوارث» یک صفت مرکب عامیانه و دورگه در زبان فارسی (بهویژه گویش تهرانی) است که از پیشوند فارسی «بد» و واژه عربی «وارث» ساخته شده است. این واژه در فرهنگهای لغت کلاسیک و رسمی مانند دهخدا، معین یا عمید به عنوان مدخل مستقل ثبت نشده است، اما در زبان توده و فرهنگ عامه کاربرد روشنی دارد.
در اصطلاح، بدوارث به شخص درگذشتهای اطلاق میشود که بازماندگانش حق یادبود او را بهجا نمیآورند؛ یعنی یا با بیتوجهی برایش طلب آمرزش و خیرات نمیکنند، یا با نزاع و درگیری بر سر اموال موروثی، حرمت او را میشکنند. این اصطلاح بیشتر در عبارت معروف «اموات بیوارث و بدوارث» شنیده میشود و پدیدهای منفی در روابط خانوادگی و سنتی را توصیف میکند که نقطه مقابل آن واژه «خوشوارث» است.