یعنی چه
این عبارت در دو معنای فیزیکی و کنایی کاربرد دارد؛ در حالت فیزیکی یعنی فرو رفتن کامل در مایعات، و در حالت کنایی، ادبی و عرفانی به معنای شیفته، محو و مبهوت شدن در یک حالت، اندیشه یا حقیقت والاتر است، به طوری که شخص از اطراف خود کاملاً غافل شود.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه بر اساس مصوتهای کوتاه به صورت [مُستَغرَق شُدَن] است که واژه مستغرق از ریشه عربی استغراق گرفته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواسته شده میتوانید از واژه اصلی یا مترادفهای پنج حرفی آن استفاده کنید.
به انگلیسی
برای معانی ذهنی و تمرکز بالا از کلمات Absorbed و Engrossed و برای غرق شدن فیزیکی از Immersed یا Submerged استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از باب استفعال (استغراق) گرفته شده است که در زبان عربی نیز به همین صورت یا با مشتقاتی نظیر انغماس به کار میرود.
به فارسی
معادلهای سره و ترکیبات خالص فارسی که دقیقاً این معنا را برسانند شامل غوطهور شدن، فرو رفتن کامل، و در جنبههای کنایی و ادبی «محو شدن» و «دلباختن» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مستغرق شدن
عبارت «مستغرق شدن» یک ترکیب فعلی پرکاربرد با ریشه عربی (از ثلاثی مجرد غ ر ق) است که در زبان فارسی جایگاه ویژهای بهویژه در ادبیات، عرفان و متون کهن دارد. این واژه در اصل به معنای فیزیکی غرق شدن و فرو رفتن کامل در آب است، اما در سیر تحول معنایی خود، بیشتر در مفاهیم کنایی و ذهنی به کار میرود؛ مانند مستغرق شدن در افکار، خواب یا کار.
در ادبیات عرفانی ما، این واژه نماد و استعارهای از حالت «فنا فی الله» و اتحاد با کل است. همانگونه که سعدی در گلستان میگوید: «یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبه فرو برده بود و در بحر مکاشفه مستغرق شده...»، این حالت نشاندهنده تمرکز تام و از خود بیخود شدنی است که فرد را از جهان مادی و پیرامونش کاملاً غافل و محو حقیقت میسازد.
علاوه بر این، در اصطلاحات قدیمی مالی و اداری نیز به معنای مستهلک شدن یا تماماً صرف شدن مال به کار میرفته است. امروزه این واژه در زبان عامه و معادلهای بینالمللی بیشتر تداعیکننده تمرکز بسیار بالا (Absorption) و غرقگی ذهنی است.