یعنی چه
این اصطلاح کنایی در زبان فارسی به معنای ملتجی شدن، پناه بردن، استغاثه و با اصرار از کسی درخواست کمک کردن است. این عبارت از تصویر ذهنیِ فردی برآمده که برای خواهش و تمنا، گوشه لباس یا دامن فردی والامقام را چنگ میزند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [dast ba dāmān] یا [dast be dāman] است که در گفتار روزمره معمولاً «دست به دامن» خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق در جدول برای این مفهوم «دست بدامان» است که دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده است. واژههای مترادف دیگر مانند متوسل و ملتجی نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم در حالت صفتی از Suppliant و در حالت فعلی و اصطلاحی از عبارتهایی چون resort to یا cling to استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، اصطلاح «Eteklerine kapanmak» دقیقاً معادل تصویر ذهنی دست به دامن شدن (به دامن کسی افتادن) است.
در قرآن
خود عبارت فارسی «دست بدامان» در قرآن وجود ندارد. با این حال، مفهوم آن یعنی استغاثه، تضرع و چنگ زدن برای نجات در آیاتی مانند «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ» (و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید) منعکس شده است.
نماد چیست
این عبارت نمادِ فروتنی، درماندگی، امید به نجات و نیاز فوری به کمک است. در فرهنگ و نگارگری ایرانی، تصویرگر انسانی است که در برابر شخصیتی والامقام زانو زده و گوشه جامه او را گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دست بدامان
واژه «دست بدامان» (یا دست به دامن) یک صفت مرکب کنایی و اصیل در زبان فارسی است که ریشه در فرهنگ، رسوم و ادبیات سنتی ایران دارد. این اصطلاح تصویری زیبا از فردی را نشان میدهد که در حالت اضطرار، درماندگی یا خضوع، به جامه و دامن بزرگان یا اولیاء چنگ میزند تا از آنها طلب یاری، بخشش و پناهندگی کند.
این کلمه از نظر معنایی با واژههایی چون متوسل، ملتجی و مستعصم همراستاست. اگرچه خود عبارت در متون مذهبی عربی یا قرآن دیده نمیشود، اما مفهوم عمیق آن یعنی پناهجویی و اعتصام (چنگ زدن به ریسمان الهی) بارها مورد تأکید قرار گرفته است. در زبانهای دیگر مانند ترکی نیز دقیقاً همین تصویر ذهنی (به دامن افتادن) برای بیان التماس و توسل به کار میرود.