یعنی چه
نسنجیدهگوی به فردی گفته میشود که زبانش پیش از تفکرش حرکت میکند؛ یعنی پیش از ارزیابی عواقب و محتوای سخن، آن را بر زبان میآورد. این صفت فاعلی مرکب به فرد بیملاحظه، شتابزده و پریشانگو در کلام اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مصوتهای کوتاه و بلند «نَسَنجیدهگوی» است که از دو بخش صفت مفعولی منفی (نسنجیده) و بن مضارع گفتن (گوی) تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند پریشانگو، یاوهگو، هرزهگو یا ژاژخای به عنوان پاسخهای جایگزین یا هممعنی شناخته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عباراتی که به عدم تفکر پیش از سخن گفتن یا بروز اشتباهات کلامی ناشی از بیملاحظگی اشاره دارند، معادل این واژه هستند.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، برای اشاره به این مفهوم از واژگانی چون سخننسنج، شتابزدهگو، یاوهگو و بوالفضول استفاده میشود که همگی بار معنایی منفیِ برخاسته از کلام بیارزش را دوش میکشند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات سنتی نماد شخصی است که کنترل زبان خود را ندارد. در برخی بافتها «طوطی» به دلیل تکرار کلام بدون تفکر، یا «کلاغ» به خاطر هیاهوی بیهدف، نمادی از نسنجیدهگویی به شمار میروند. در اخلاق نیز هشداردهنده خطرات زبان بر برباد رفتن اعتبار انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل نسنجیده گوی
واژه «نسنجیده گوی» یک صفت مرکب فاعلی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی، صفت مفعولی «سنجیده» (از ریشه سنجیدن و وزن کردن) و بن مضارع «گوی» (از مصدر گفتن) ساخته شده است. این اصطلاح به طور دقیق به کسی اشاره دارد که کلام خود را پیش از بیان، در ترازوی عقل و اندیشه ارزیابی نمیکند و با شتابزدگی سخن میگوید.
در فرهنگ معتبر فارسی مانند لغتنامه دهخدا، این واژه با مفاهیمی چون پریشانگویی و ژاژخایی مترادف است. اگرچه این ترکیب به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مفهوم آن یعنی نهی از سخن گفتن بدون علم و تاکید بر «قول سدید» (سخن استوار و سنجیده)، همواره در متون دینی و اخلاقی مورد توجه بوده است.
در ادبیات مکتوب و عامیانه، نسنجیدهگویی به عنوان یکی از بزرگترین آفتهای زبان شناخته میشود که میتواند اعتبار اجتماعی فرد را مخدوش کند؛ همانطور که ملکالشعرای بهار میگوید: «سخن چو گویی سنجیده گوی در مجلس / که از کلام نسنجیده خوار گردد مرد».