یعنی چه
عبارت «بیمار مردنی» یک ترکیب وصفی در زبان فارسی است و به بیماری اطلاق میشود که به دلیل شدت بیماری یا جراحت، امیدی به مداوا و بهبودی او نیست و در وضعیت احتضار یا آستانهٔ مرگ قرار دارد. این اصطلاح برای توصیف وضعیت بحرانی و زوالپذیر فرد بیمار به کار میرود.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب به صورت «بیمارِ مُردَنی» است که در آن واژهٔ اول با کسرهٔ اضافه به واژهٔ دوم متصل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «بیمار در حال مرگ» یا «بیمار بیامید به بهبود»، عباراتی چون «بیمار مردنی» با ۱۰ حرف، یا واژگانی نظیر محتضر و رو به موت به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف فردی که در مراحل پایانی یک بیماری بدون درمان قرار دارد، از اصطلاحات پزشکی و عمومی فوق استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای جایگزین دقیق فارسی برای این ترکیب شامل کلماتی چون محتضر، رو به مرگ، لاعلاج، نزار و بیرمق است که همگی بیانگر وضعیت جسمانی وخیم و بیبازگشت بیمار هستند.
نماد چیست
در ادبیات، فرهنگ عامه و استعارههای اجتماعی، این عبارت نمادی از پایان یک دوره، زوال کامل و ناامیدی مطلق است؛ همانطور که گاهی در ادبیات اقتصادی یا سیاسی از اصطلاحاتی مثل «اقتصاد مردنی» برای توصیف یک ساختار در حال فروپاشی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بیمار مردنی
ترکیب وصفی «بیمار مردنی» از دو واژهٔ فارسی «بیمار» (از ریشه پهلوی vémár به معنی دردمند) و «مردنی» (مشتق از مصدر مردن به همراه یای لیاقت) ساخته شده است. این اصطلاح در زبان فارسی برای توصیف افرادی به کار میرود که به دلیل بیماریهای سخت و غیرقابل علاج، در آستانهٔ جان دادن و احتضار قرار گرفتهاند و هیچ امیدی به شفای آنها وجود ندارد.
اگرچه این ترکیب به صورت مستقیم و یکجا در متون مقدسی مانند قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم کلیدی تشکیلدهنده آن مانند «مرض»، «موت» و حالت رسیدن جان به گلوگاه (احتضار) به کرات در آیات مختلف بررسی شدهاند. در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، این عبارت علاوه بر کاربرد پزشکی و توصیف عینی، به عنوان استعارهای برای نشان دادن نهایت ضعف جسمانی، فناپذیری انسان و وضعیتهای بحرانی و رو به زوال در سایر حوزهها نیز استفاده میشود.