یعنی چه
اتمام در لغت به معنی به سرانجام رساندن، ختم کردن و کامل و بینقص کردن یک کار است؛ به طوری که دیگر به چیزی بیرون از خود نیاز نداشته باشد.
مترادف
واژههایی مانند تکمیل، اکمال، فرجام و خاتمه بیشترین شباهت معنایی را با اتمام دارند.
در جدول
این کلمه دقیقاً از ۵ حرف تشکیل شده و در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً با نشانههایی چون «پایان دادن» یا «به سرانجام رساندن» پرسش میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت متن، از واژههای فوق برای رساندن مفهوم اتمام استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود مصدری عربی از ریشه (ت م م) در باب افعال است و در زبان مبدأ نیز به همین صورت و با معانی مشابه به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل عباراتی چون «به پایان رساندن»، «سرانجام دادن» و «تا به آخر رساندن» است.
جمعبندی و توضیح کامل اتمام
واژه «اتمام» یک مصدر عربی از ریشه (ت م م) است که وارد زبان فارسی شده و کاربرد گستردهای در مکاتبات، ادبیات و زبان روزمره دارد. این کلمه به معنای رساندن یک فرایند یا کار به نقطه پایانی و کامل کردن آن است؛ به گونهای که ابهام یا نقصی در آن باقی نماند. متضادهای اصلی آن واژههایی چون آغاز، شروع و افتتاح هستند.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی نیز این واژه و مشتقات آن جایگاه ویژهای دارند؛ برای نمونه در آیه اکمال (سوره مائده) به اتمام نعمت الهی اشاره شده است. مفسران تفاوت ظریفی میان اتمام و اکمال قائلند؛ اتمام را معمولاً برای مواردی به کار میبرند که تا جزئی از آن ناقص باشد کارایی ندارد (مانند روزه)، در حالی که اکمال به معنای به کمال رساندن اهداف و غرض اصلی است.